-
بهتره با خودم روراست باشم!
شنبه 2 اردیبهشت 1396 10:58
سلام ساعت نه صبح با یکی از اعضای گروه صحبت کردم و گف همه جوره ازم حمایت میکنه و متاسف شد که گروه زده زیر تصمیمی که قبلا گرفته. یکی دو تا گزینه کاری دیگه هم بهم پیشنهاد داد البته بصورت غیر هیات علمی که اگر قرار باشه تهران بمونم و کاره کارشناسی داشته باشم فک کنم برام مناسب باشه. . اگه بخام با خودم روراست باشم مشکل اصلیه...
-
یکی بیاد منو از خواب غفلتی که توش نیستم! بیدار کنه!!!
پنجشنبه 31 فروردین 1396 11:54
سلام الان بیکارم از صبح تا شب و کلی زمان دارم که بپردازم به خوندن مقالات و یادگیری نگارش هر چه بهتره مقالاتم تا شانس چاپشونو تو ژورنالای معتبرتر بالا ببرم....انقدر وقت دارم که بتونم بشینم روزی حداقل 2-3 ساعت زبان بخونم.... میدونم که ایندم هم در گرو پیشرفته مقالات و زبانمه ....ولی ولی ولی .....ملی طلسم شده! دقیقا تو یه...
-
بیایید در جهت رسیدن به جامعه ای متمدن گام برداریم !
دوشنبه 28 فروردین 1396 16:44
سلام. در حال شستن البسه داشتم به اون خانم مسنه تو قطار فک میکردم! همون که ب خودش اجازه میداد در مورد من و زندگیم نظر بده ، همون که بهم گف دکترات فایده نداره وقتی که ازدواج نکردی! میدونین من فک میکنم یکی از ویژگی های یه جامعه عقب مونده اینه که ملت از دست هم آسایش نداشته باشن ! ینی به هر طرف که سرتو بر میگردونی با یه...
-
هییییییییییع باباو!
یکشنبه 27 فروردین 1396 22:22
سلام بچه های عزیزم!!! چطور مطورین؟ خوبین خوشین سلامتین؟ با بهار چه میکنین؟ هوا در تهران که عالیه. البته یکم گرفته هست ولی در کل خوبه. ولایتمون سرد بود خب. . جمعه صبح طرفای پنج و نیم رسیدم خونم. شب قبلش تو قطار با یه خانوم مسن که مشخص بود اهل روستاس و یه خانومه دیگه و دختر کوچولوش هم کوپه بودم. خانومه روزه بود و موقع...
-
فک کردم میمیرم قطعن!
پنجشنبه 24 فروردین 1396 12:52
سلام دیشب بعد حموم برا اینکه حواسم پرت شه یه فیلمی دیدم، کمدی بود خواستم حواسم پرت شه... شب طرفای ١٢ که سرمو گذاشتم رو بالش تازه فمیدم که چه سردردی دارم! کل جمجمم بعلاوه فک بالای صورتم و پس سرم وحشتناک درد میکرد و حتی حالت تهوع هم یکم داشتم ، نمیدونم کی خوابم برد ولی تا خوابم ببره همش میترسیدم سکته مغزی ای چیزی بکنم!...
-
ادامه پست قبل!
چهارشنبه 23 فروردین 1396 21:41
سلام! رفتم ی دوش گرفتم یکم نرمالتر شد حالم! من هنوز ولایتم ولی بلیط دارم برا فردا و اگه خدا بخاد جمعه تهرانم. اگه یادتون باشه قبل از عید قبل سفر ب ولایت رفتم پیش مدیر گروه و فهمیدم که میخاد موش بدوئونه تو کارم. تصمیمی که مدیر گروه قبلی گرفته بود رو قبول نداره و گفت که درخواستت درباره باید در گروه مطرح بشه. این زن فک...
-
یه چشمم اشکه یه چشمم خون
چهارشنبه 23 فروردین 1396 17:36
از ساعت ١١ و نیم که زنگیدم به زنیکه مدیرگروه و بهم گف که با درخواست هیات علمیم موافقت نشده و میخان بصورت غیر هیات علمی به کار بگیرنم نمی تونم جلو اشکامو بگیرم. البته گف تصمیم نهایی رو در جلسه بعدی میگیرن ولی تصمیمشون همینه. خدا ازش نگذره اخرش زهر خودشو ریخت این زن. مگه من چه هیزم تری بهش فروخته بودم؟!؟ نمیدونم چی بشه...
-
جدی جدی سال جدید شد :)
دوشنبه 14 فروردین 1396 12:42
سلام قبل از هر چیز یه عذرخواهی بکنم که انقدر تمبل شدم در پست گذاری. خب بهم حق بدین. صبح ها که تا نه خوابم بعدشم اماده سازی صبونه و بساطه نهار و کارای اشپزخونه. مستحضرین که تو خونه خودم تهران تی وی ندارم! خو این موجباته عطش بیشتر به دیدنه تی وی و مهپاره رو هم فراهم میکنه میگم این tvp شبا چه فیلمای سینمایی خوبی پخش...
-
تعطیلات نوروزانه
پنجشنبه 3 فروردین 1396 21:45
مجددن تولده عیده شما موبارککک :))) اغاااااا من شیکم عاوردممممممم من صورتم پرتر شدههههههه .... حالا چ خاکی به سرم بریزونمممممم؟!؟! الان یه ظرف سوهان گزی جولومههههه چ جوری ازش نخورممممم؟!؟! مگه میشه عاخه؟!؟!؟ :(((((( خدایاااا عاخه منو چرا ی جوری عافریدی که تا یه لقمه بیشتر از بلیطم میخورم شرو میکنم به چاخ شدن؟!؟! . خب...
-
اخرین شب یک هزار و سیصد و نود و پنج
یکشنبه 29 اسفند 1395 23:45
سلامن علیکم ملی اینجا نشسته و امادس که خروس جونه کاکل زریه ١٣٩٦ رو در بقله خود بفشاااره :)))) ولی نه الان اماده نیسم ! خروس جون برو فردا حوالیه ساعت ١٢ اینا بیا که تر و تمیس و حموم رفته باشمم حسابی بچلونمتتتتتت خخخخخخخخ... یاده بچگیام افتادم! من یه بچه جوجه باز بودم!! اوله تابستون بعده امتحانا چن فقره جوجه میخریدم و...
-
کمر درد بیسابقه :((((
یکشنبه 29 اسفند 1395 00:46
سلام دوستای گل مجازیم امیدوارم خوب باشید این روزای اخره سالی من که حسابی شلوغم. انقدر که نرسیدم دو تا مقاله ای که قرار گذاشته بودم تا اخر سال سابمیت کنم رو برسونم به سابمیت و موند برا سال دیگه. اگه خدا بخاد چند روز اول عید روشون وقت میزارم. پنجشنبه نوزدهم بود که بلیط داشتم برا ولایت و بیستم که جمعه بود ولایت بودم ....
-
ملیه ٣٥ ساله
دوشنبه 23 اسفند 1395 10:47
سلام وسطه اشپزخونه تکونی گفدم بیام هم ی استراحتی کنم و هم ی پست بزارم به افتخاره خجسته سالروزه میلاده باسعادتم . خداوندا تو را سپاس که به من یک سال دیگه فرصت زندگی کردن و نفس کشیدن دادی... پارسال روز تولدمو یادم نمیاد که دقیقا چطور گذشت. احتمالا یا تو قطار بودم یا تو خونه و در حال خانه تکانی... . . گفدم قطار! خدایا...
-
با هم بگوشیم :)))
چهارشنبه 18 اسفند 1395 20:00
اینو بگوشید غشنگه خخخخخخ :))))) نمیدونم کجا اینو خوندم یا شنیدم که شهرام شب پره صدای عجیبی داره! بیشتره ترانه هاشو هم وقتی شادی و میشنوی ب دلت میشینه و هم وقتی غمگینی و میشنوی بهت میچسبه! ینی ی ترانه خاص در هر دو حالت جواب میده! ببقشین دیه فغط لینکشو گذاشم! لینک نشد بدم! ایناهاش ادرسش ://...
-
خرید عید
چهارشنبه 18 اسفند 1395 18:46
درود و دوصد بدرود امیدوارم احوالاتتون خوب باشه :))) منم شکر. دیروز طرفای هفت عصر کتابامو اوردن، تو سه تا بقچه پارچه ایه بامزه پیچیده بودن و گذاشه بودن تو پلاستیک. با "به اواز باد گوش سپار" هاروکی موراکامی شروع کردم و فک کنم نصفشو خوندم تا شب. بیشتر از خوده قصه، داستانه زندگیه خوده نویسنده ک در ابتداش به قلم...
-
ابلاغیه!!
دوشنبه 16 اسفند 1395 21:58
سلام دارم با موبی می عاپم ! دسته عاخر برا الواتی در نت باس برم روشنش کنما ولی خب بدلیل گشادیه اندام تحتانی فعلن چسپیدم ب زمین! امروز صب شش و بیست و چار دقه پاشدم و شیطونو لعنت دادمو نمازیدم! عااااششششقه خودمم با این نماز صبحای دقیقه نودیم! دیه دوباره خابیدم تا هش. قبل خاب هم نقشه املتو کشیدم که بزارم تو نون گردی که...
-
فارغ شدم!
یکشنبه 15 اسفند 1395 23:51
سلام بر بروبچز مجازی خوبین خوشین سلومتین؟ امیدوارم باشین! منم عی! . قبل از هر چیز بگم که من امروز رسما فارغ التحصیل شدم. اون فرمه هس که توش پر از جای امضاس! همه رو بردم امضاهاشو گرفدم و تمام! . حالا بریم از اولش! صب ساعت شش و ربع پاشیدم و بعد نماز ظرفای شام دیشبمو شستیدم! خب خاهری از ولایت دسپخته خودشو برام اورده بود...
-
خرید الات و ادوات سفره هفت سین
شنبه 14 اسفند 1395 13:35
هفته پیش انقدر حالم بد بود که فک نمیکردم حالا حالاها خوب بشم! ولی شکر خدا خوبم. البته گاهی حسای بد مث یه حمله میان سراغم که سعی میکنم جلوشون وایسم و نذارم حالمو بد کنن. یادم رف سلام بدم! سلام عچقولام! موعااااااچ :****** پنشمبه به ریلکسیشن و دیدن فیلم لاک قرمز گذش. اولش میخاسم برم خرید که خاهر بزرگه گف وفاته و تعطیله و...
-
فیلم با دور تند
پنجشنبه 12 اسفند 1395 20:53
سلام زندگی مث یه فیلم با دور تند میمونه وختی برمیگردی و گذشته ها رو مرور میکنی ... پست جمعه گذشته اون زیره با عنوان " خوشگلاسیون..." بخونینش :)))) اونجایی که ارایشگره اسممو خوند دیگه مجبور شدم پست رو نیمه کاره رها کنم .
-
چهارشنبه 11 اسفند 95 و من حالم خیلی بهتره
چهارشنبه 11 اسفند 1395 13:01
درست نوشتم تاریخو؟! سلام بر همه شما دوستای خوب و عزیز و دوس داشتنیم...ینی ها! الاهی که همه درد و بلاتون بشه تریلی بیاد از رو برخی مثلا رفقای عالم واقع رد شه!! واللا! اون شب با وجودیکه چشمام داشت میترکید ولی براتون نوشتم شرح روز دفاع رو. صبحش که کامنتاتونو خوندم حالم خیلی بهتر شد. صبحش که پاشدم به خودم گفتم ملی بیخیال...
-
خدایا لطفا حمل بر ناشکری نشه
دوشنبه 9 اسفند 1395 23:16
سلام امروز یک روز بعد دفاعمه و من تو جام دراز کشیدم خسته و کوفته! روز قبل دفاع خاهرا رسیدن طرفای شش صبح. من تا خوده ٤ بیدار بودم و باپرزی اسلاید میساختم. دیگه اومدن و منم تا هشت دوباره خابیدم همراهشون و بعد پاشدیم صبونه زدیم و طرفای ١١ رفتیم سمت گل فروشی. دو تا سبد گل یکی کوچیک برا استادم و یکی بزرگ برا خودم سفارش...
-
دفاع تموم شد
یکشنبه 8 اسفند 1395 23:04
سلام بچه ها جونم مرسی بابت کامنتاتون دفاع عالی بود و نمره کاملو گرفتم، ولی نمیدونم چرا اونطور ک باید خوشال نیستم! شاید بخاطر خستگیه مفرطه.، من کامنتاتونو بعدن تایید میکنم و ممنونم بابت مهربونیاتون....
-
خوشکلاسیون پیش از دفاع :))
جمعه 6 اسفند 1395 15:03
سلام ملی رو از ارایشگا میشنوفین! چرا زودتر ب ذهنم نرسید که بپستم؟!؟ جونم براتون بگه دیروز هفت صب بلند شدم و تا ١١ و نیم رو اسلایدا بودم و بعدم رفتم کارگاه ک تا خوده دو طول کشید و اومدم از بوفه ی ساندویچ کوکتل پنیری و ی دوغ خریدم و همه ش رو هم خوردم ، البته با همراهیه پیشی مماخو! بقیشون نبودن. بعدش راه افتادم سمت...
-
آخرین پنشمبه ی دانشجویی
پنجشنبه 5 اسفند 1395 08:19
سلام و صبحه زیباتون بخیر و خوشی ملی رو از تو هال میشنوفین! کب کبا پشت پنجره سره ارزن گیس و گیس کشی راه انداختن. چای دارچین داره تو فلاسک دم میکشه و گردو نون و پنیرم رو اوپنه که بعد پست کردن برم بخورمش و شادمهر جونم داره میخونه . . یه شمبه دفاعه و تغریبن میشه گف که اگه خدا بخاد امروز عاخرین پنشمبه دانشجوییه عمرمه...
-
یک هفته قبل از دفاع!
یکشنبه 1 اسفند 1395 23:51
سلام امیدورام خوب باشین دوستایی که بهم لطف دارین و سر میزنین. اینجا دیه تقریبن دفترچه خاطراته شخصی شده و فک کنم مخاطبام 5-6 نفر بیشتر نیسن. اتفاقن اینطوری بهتره. خودمم دوس ندارم زیاد شلوخ بشه! هر چه شلوخ تر بشه خطره لو رفدن هم بیشتره . دنیا جای کچیکیه. . عرضم به حضورتون که یادم نیس اخرین روزی که نوشتم کی بود! هر چی که...
-
کیک ولنتاین :)))))
چهارشنبه 27 بهمن 1395 17:32
سلام بروبکس! هم اکنون ملی رو در حال نوشیدنه چای همراه با یه تیکه نسبتن بزرگه کیک میشنوفین بلی! من دیروز کیک ولنتاین گیرم اومد و کاملا متشخصانه تو یه ظرف دردار گذاشتمش تا بیارمش امروز اینجا به عنوان عصرونه با چای بزنم! عایا ملی دیروز مراسم ولنتاین داش؟! عایا ملی رو کسی مهمون کیک ولنتاین کرد؟ اینها سوالاتیست که تا پایان...
-
شکر خدای مهربون
سهشنبه 26 بهمن 1395 14:49
سلام دوستانه جان امیدوارم خووووف باشین. منم شکر خوووفم. دیروز ساعت 6 پاشیدم که بموقه خودمو برسونم به جلسه ساعت هشت و نیمه اون سره شهر! نمازیدم و صبونه و اینا و هفت بیس دقه اینا بود زدم بیرون. قبلش دیدم که بارون میاد و چترمم ورداشتم. چه باااااارونی. رفدم دیدم تاکسی نیس و جماعتم همه چتر بدست وایسیدن به صف! اولین بار بود...
-
من دلم سالن خوشگله رو میخاد :/
یکشنبه 24 بهمن 1395 22:57
سلام خوبین خوشین؟ ایشالا که باشین...منم شکر امروز جلسه کمیته اصلی تشکیل شد و با دفاعم موافغت شد. رفتم یه کلاسه بزرگی هس اونجارم رزرو کردم ولی خب ساعتم هنوز نهایی نشده. راهنمام باس بهم بگه که چه ساعتی قراره بیاد دان. خودش گفته یحتمل عصر بایس باشه و لذا منم ساعت 4 تا 6 رو اوکی کردم ولی خب این کلاسو اصن دوس ندارم. دوس...
-
تابلو اعلانات 2!
شنبه 23 بهمن 1395 14:40
سلام دوستان جون بشدت مشغوله کارای تزم تا فایل نهایی رو به جلسه فردا برسونم خوشبختانه امروز رییس ساب کمیته موافقت کرد که مدارکمو فردا تو جلسه اصلی شورا مطرح کنن. غیر از خودش نماینده گروهه خودمون هم مدارکمو و تزمو دیدن و ایرادی نذاشتن روش. فقط رییس ساب کمیته گف دیسکاشنت کمه! تا صب باس بیشترش کنم و بعد پرینت بگیرم دوباره...
-
22 بهمن!
جمعه 22 بهمن 1395 11:52
سلامن علیکم پاشیم برخصیم بیست و دوئه بهمنه . قبل از هر چیز! مخذرت میخام که روزانه نوشته هام دچار زوال شده! ولی سعی میکنم درستش کنم! خب بزارین از چارشمبه بگم . روز قبلش چهار تا از امضاهای فرم مربوطه رو گرفدم و موند دو تا داور خارجی و یه مشاورم. با مشاورم نه صبح قرار گذاشتم دمه متروی میدون ایکس! ینی اون گف میخام برم...
-
اطلاع رسانی
سهشنبه 19 بهمن 1395 23:39
پسته انتظااااااار میکشیم اون پایین داره انتظااااااارتونو میکشه