-
یادداشت 256
شنبه 28 مرداد 1396 20:57
سلام! اول بگم الان دلم چیا میخاد!! من از دو سال پیش که تلگرامی شدم عسک نذاشتم تو پروفایلم! فقط امسال عسکه سفره هفسینو گذاشتم! ولی الان میخام بزارم! ایرادی داره عایا؟! البته از اونجایی که من نمیخام با مقنعه عسک بزارم یه جورایی خطریه ولی به جهندم! یه عسکه غشنگه این مدلی مثلا که وایسیده باشم کناره یه دره سنتیه چوبی یا یه...
-
یادداشت 256
جمعه 27 مرداد 1396 20:47
سلام عصر جمعتون غیره دلگیر! اخرین روزی که نوشتم چارشمبه بود! فردا با بالتازار دوباره ساعت 9 و نیم قرار دارم. مواد جلسه چهارم شهریور رو که برا یه پروژه ای هست اماده کردم و قراره نشونش بدم. و اگه فرصت شد رو مقاله مشترک کار کنیم چون چارشمبه که عملا نشد کاری کنیم. . چارشمبه با موسسه چن بار تماس گرفتم و بطور خلاصه اینکه...
-
یادداشت 255 ... صبحه گربه ای :)
چهارشنبه 25 مرداد 1396 08:50
صب یه رب به 5 پاشیدم و ده مین الکی نشستم سر جام و بعدم نمازیدم و تا بخام اماده شم و صبونه نیمرو کره ای بخورم و یه چای کهنه شد ده مین به هف. سریع اشغالامو ورداشتم و پریدم سر کوچه گذاشتمشون و د بدو سمته دان. خشبختانه 7 و 5 دقه دان بودم ولی بالی هنو نیومده بود. دیه 5 مین ایستادم تا اومد و تو این فاصله با این جینگیلی و...
-
یادداشت 254
سهشنبه 24 مرداد 1396 22:55
سلام خستمه و صب ساعت 7 با بالی جون قرار دارم که مقالشو ببینه. این یعنی یه رب به شیش باس پاشم امروز مصاحبه بد نبود. ینی میدونی چیه؟ شایدم خوب بود! ولی کاش بهتر حف میزدم...نمیدونم احساس میکنم میتونستم قوی تر باشم. از مصاحبه که اومدم بیرون منتظر موندم که جلسشون تموم شه که رییسو ببینم و نتیجه رو بپرسم و تا 4 و نیم هم...
-
یادداشت 253
دوشنبه 23 مرداد 1396 13:12
ووووووی سلام! با دیدنه کامنت زهرا جونی و بهار جونی کلی انرژی مثبت گرفتم دستتون درد نکنه! ووووووی هم بابته اینکه فردا با اغا رییسه موسسه جلسم فیکس شده و یه جورایی مصاحبه هس! حسابی باس اماده برم که اونجا ابروریزی نشه....ابروریزی؟!! ابروریزی کدومه باس بدرخشم! به الف اول گفتم و بعدشم به مامی که من الان تو برزخه شک و...
-
یادداشت 252... :)
شنبه 21 مرداد 1396 23:32
سلام خستمه ولی گفدم بیام بنویسم دیشب تو تلگرام خوندم ک شهاب بارونه و از دیشب شرو شده تا صبح فردا (ینی صبحه ی شمبه که میشه چهار پنج ساعت دیه!) دیشب ی بار طرفای ١٢ اسمونو جوریدم چیزی ندیدم. موقه خاب ساعتو گذاشتم ک ٥ پاشم برا نماز . پاشیدم و باز جوریدم ولی بازم شهابی ندیدم. یادمه نوجوون که بودم ی بار شهاب بارون شد و...
-
یادداشت251 ... بغله یک فرشته :)
پنجشنبه 19 مرداد 1396 00:41
سلام دیروز تصمیم گرفته بودم که امروز حضوری برم موسسه چون منشیه دکتر قرار بود بهم بزنگه و وقت بده و زنگ نزده بود. خوده دکتر هم ایمیلمو نجوابیده بود. صب شش بیداریدم و نمازمو خوندم و خوابیدم دوباره تا هشت و نیم. بعد پاشدم سریع چای نبات و نون پنیر خوردم و پوشیدم و رفدم سمت موسسه. وارد اتاق مسئول دفتره دکتر شدم و دیدم همون...
-
یادداشت250 ... روز جهانی گربه :))))
چهارشنبه 18 مرداد 1396 00:14
امروز روز موجوداتیه که من دوسشون میدارم...البته من همه حیوونارو دوس دارم ولی خب پیشیا رو بیشتر... چقدر دلم میخاس دامپزشک میشدم ...ولی خب نشد فیلمه اشناییم با یه پیشیه ملوسو بارگذاری کردم. دفه اول بود میدیدمش ها... ولی خب شیر پاستوریزه نخورده باهام پسرخاله شد! اینجاس ( کلیک ) باس بزنین رو دریافته لینک دانلود و بعد...
-
یادداشت249...روزی که به بطالت گذشت
دوشنبه 16 مرداد 1396 23:45
سلام...امرزو کاملا به بطالت گذشت و حتی یه خط هم کاره علمی نکردم تنها کاره مثبتم پخته رتتویی بوده! ینی هیییییچ کاره قابل عرضی انجام ندادم! اومدم نکته کلیدی پخته یه رتتویی یا همون یتیمچه رژیمی خوشمزه رو بگم و برم. من چن بار سعی کردم رتتویی خوشمزه درست کنم ولی هر بار نشده! این بار تنها تفاوته کارم با دفعات قبل این بود که...
-
یادداشت248.... ملیه گردن شیکسته :/
یکشنبه 15 مرداد 1396 15:04
سلام علکم! نترسین گردنم نشکسته! ولی به شدت خشک شده ...البته الان بهترم! از دو سه شب پیش چون یه مدله بدی میخابیدم احساس کردم گردنم یکم اوف شده ولی خب بهش اعتنا نکردم. تا اینکه دیروز بعد خاب عصرگاهی پاشدم چادر چاخچول کردم که بنمازم و همونجوری سره پا وایسادم اینستامم چک کردن که دیدم عه؟ یکی از هم منزلی های قدیمیم نشسته...
-
یادداشت247.... خوااااااااااااب دیدم :)
جمعه 13 مرداد 1396 11:08
سلام صب 4 و رب به طور خودکار پاشدم و رفدم جیشیدم! بعدشم زنگیدم به اقا اوقات شرعیه و اوشونم گفدش اذان ساعت 4:39 دقس! دیه یکم نت گردی کردم تا اذان رو زدن و پاشدم نمازمو خوندم و بعدشم خسبیدم. دو تا خوابه مختلف دیدم بعده اذون (فک کنم بعده اذون بودش! شایدم اولی قبل اذان بود و دومی بعد اذان!! ) الان سرچیدم گفته بودن خابای...
-
یادداشت 246...مینی پست.... ولادته امام رضا
پنجشنبه 12 مرداد 1396 19:43
سلامه دومه امروز تقدیمه شما پر رنگ تر داره مینبیسه قلمش یا من چشام البالو گیلاس داره میچینه؟؟! بهرحال! فردا ولادته امام رضاس...یادش بخیر پارسال یه روز قبله این تاریخ پاشدم رفدم ولایت. قرار بود خاهرا و مامی برن مشهد و منم بمونم تو خونه پدری مباظبه خونه پدری باشم! مثلن شجاع شده بودم! القصه رفتم و یککک عالمه غذا براشون...
-
یادداشت 245 .... مقالم رد شد :(
پنجشنبه 12 مرداد 1396 10:22
سلام خبر بد اینکه یکی از مقالاتمو که پربارترین مقاله کارم بود و فرساده بودم به یه ژورنالی با ایمپکته بالای دو رد شد :( دیشب ایمیلش اومد. عاخه چرا انقد حالم گرفته شد ... ایمیلشونو فوروارد کردم برا استاد راهنمام که ببینه و اسم چنتا ژورناله دیه رو هم عاوردم براش که یکیشو که صلاح میدونه بگه که دوباره بفرسم اینایی که...
-
یادداشت 244....روزنوشته یه روزه معمولی
چهارشنبه 11 مرداد 1396 11:21
سلام احوال محوال؟! من خوبم! شکر! صب یه رب به هشت پاشیدم و اول لباس شستم و بعد اومدم سرپایی صبونه تخم ابپز و چای با طعم گل محمدی و پنیر و یه کف دس نون بربری خوردم و بعدم رفدم حمومیدم . از امروز دیه نمازا دایره! دهه کرامت جمعه تموم میشه یکم طاعات عبادات بزنیم تو رگ روشن شیم! از نه و نیم که از حموم جهیدم بیرون تا همین...
-
یادداشت 243.... لب تابم زاییده!
یکشنبه 8 مرداد 1396 19:37
سلام میخاستم براتون عکس بزام نشد لبتابم ویندوزش تر زده! خودمم بلد نیستم ویندوز عوض کنم!! شِت به این زندگی! . دوباره سلام...سلامه قبلی نچسبید اول بیاین بخلم (عایکونه چلونیده شدنه یه مشت مخاطب توسط ملی ) جمعه شب یهو جن گرفتتم و پاشدم رو وایتبردم برنامه روزه اوله هفته نوشتم به مناسبته هفته مرداد! این زیر میخاستم عکسشو...
-
یادداشت 242.... مینی پست :)
پنجشنبه 5 مرداد 1396 12:08
سلام دارم مقاله چهارممو تکمیل میکنم و به امید خدا امرز میفرستم استاد جون بحثشو ببینه. دفه پیش بحثشو دید و کلا رد کرد. امیدوارم ایندفه بپسنده. مقاله اولی که اکسپت گرفته از پاب مد( همونی که باهاش اجازه دفا گرفتم) مقاله دومی رفته زیر داوری و مقاله سومی هم الان نزدیکه دو ماهه تو مرحله reviewer assignment هستش! ینی دارن...
-
یادداشت 241..... زندگی در جریانه
چهارشنبه 4 مرداد 1396 21:56
سلام اونایی که مهربونین امروز چارشمبه بود و من هم خونه بودم. از بعد عید پیاده رویم خیلی کمتر شده. همین هر روز بیست دقیقه رفت و بیست دقیقه برگشت به دان خودش خیلی حساب بود. که حذف شد و همین باعث شده یکم چربی بیاد زیر پوستم. ایشالا مشغول به کار که بشم پیاده رویمو از سر میگیرم. حالا هر جا که باشه. . به ذهنم همین الان رسید...
-
یادداشت 240 ... دخدرا روزمون مبارک
دوشنبه 2 مرداد 1396 10:48
سلام حالم دیروز خیلی بد بود و اون پست رو گذاشتم...البته الانم تعریفی نداره و یکم سرم درده ولی خب زندگیه دیگه... همینه که هست! پس بهتره باهاش کنار بیایم. شکره خدا که معضله سلامتی ندارم و به نون شبم محتاج نیستم... فقط مساله اشتغاله که اونم چون ایده آل گرا هستم دارم اذیت میشم...پس شکر خدای مهربون . دخترا روزتون مبارک......
-
یادداشت 239---سلام موری!
یکشنبه 1 مرداد 1396 12:53
مرداد منظورمه! سلام مرداد جان! خوش آمدی و امیدوارم اومدنت پر خیر و برکت باشه برا هممون! در گرم ترین موعده سال احوالاتتون خوفه خوانندگانه محترم؟! منو از تهروانات میشنوفین و دیشب با یه قطاره سررررررررررررررررررد و یخخخخخخخخخخخخخ و قطبییییی اومدم رسیدم تِهی جون! اغا انقدنه سرد بود که نگو! یه جوری که لاحافه قطارم کشیدم...
-
یادداشته ٢٣٨ ... سوخیدم :d
چهارشنبه 28 تیر 1396 23:31
سلام صب خودمو سوزوندم!! البته سوختگیم در حده اوف شدن بود و زود خوب شد ولی بهرحال سوختدگی بود دیه! داسدان از این قرار بود که دو تا ماگ چای لبسوز و لب دوز ریختم برا خودمو پاپی که داش صبونه میخورد و نمیدونم چرا یه جوری سینی رو برداشتم که هر دو لیوان خالی شدن رو رونه سمته راستم :/// جیکمم در نیومدا! خسارت مالی هم اینکه...
-
یادداشت 237 .... همین الان یهویی در ولایت
جمعه 23 تیر 1396 13:53
سلام به حضور انور معدود مخاطبانه انگشت شماره عزیزم البته هر چی کمتر باشین بهتره و این گوشه برا من امن تره چون نمیخام اشنا پاشناهای اون بیرون یه وخ ازینجا سر دربیارن! واللا! . من پریروز در یک حرکت انتحاری بلیط خریدم و دیروز راه افتادم سمت ولایت و امروز نصفه شبم رسیدم وِلی جون چارشمبه بود که رفدم به یه موسسه تحقیقاتی هم...
-
236 ..... بلا بلا بلا بلا تکلیفون اندر بلا تکلیفون فیها خالدین!
دوشنبه 19 تیر 1396 01:50
ایه رو حال کردین؟! حالم خعلی خراب و ک ......ه ! این اصطلاحو همیشه الف بکار میبره...مثلا طرف قیافش ک .... ه یا اوضاعم یا حالا هر چیم! خلاصه از این اصطلاحه وزین زیاد استفاده میکنه! . اتفاقه جدید الان اینه که یکی دیشب همین موقه ها زنگید و دعوت به کارم کرد که برم مرکز تحقیقاتشون. به عنوانه هیئته پژوهشی. تو همین تهرون!...
-
یادداشت ٢٣٥ سوالات تلخ ممنوع !
جمعه 16 تیر 1396 15:25
اینو ندا جون کامنت داده بود خیلی خوشم اومد گفتم پستش کنم! مِرسوکْ ندا :** تا به حال شده است که با یک پرسش نامربوط از دهان یک آشنای دور یا حتی نزدیک، انقدر غمگین شوی که نتوانی تا چند دقیقه خودت را جمع و جور کنی؟! راستی چرا مردم از هم اینهمه سئوال می پرسند؟ چرا مثلا می پرسند :روی صورتت جوش در آورده ای؟ چرا اینهمه لاغر...
-
یادداشت 234 ... فرفری موهاش!
جمعه 16 تیر 1396 12:51
فرفری موهاش بیان وسط نه نه قبلش برین اینو دانلود کنین: با نو جان از امیر عباس گلاب فرفری موهای غزل خوانه من بپرررین بقلممم بینم هوس کردم برم موهای وز خورده چن رنگمو فرفری بکنم . خب این چن روزو یه روزشو ذوق مرگ شدم بابته اینکه تو شهر الف اینا قبولم کردن که برم هیاتشون بشم! البته در سطح دانشکده موافغت شده ولی اینطور که...
-
یادداشت 233 ---بلاتکلیفون!
سهشنبه 13 تیر 1396 01:49
سلام گفدم بیام بخبرم , حرف خیلی دارماااا ولی نمیدوم حال کنم که بنبیسمشون یا نه. . صب ساعت هشت پاشدم و اماده شدم و داشتم شرو میکردم به صبونه خوردن که دیدم یه دوسته قدیمی زنگید. همونی که چن ماه پیش میخاس بیاد تهران با دوسش برا کنسرت و چن روز میخاس بمونه پیشه من و من قبولش نکردم به خاطره کارای تزم. برداشتم گوشیو و بعد...
-
یادداشت 232
یکشنبه 11 تیر 1396 22:09
سلام عگور پگورا! منو از تهران میشنوفین باورم نمیشه صبح حالم به قدری خوب بود که زدم زیره عاواز تو خونه حینه تمیس کاری! و الان که دارم میتایپم حالم از اون رو به این رو شده و مث مریضام! دیدین ادم حالش بد میشه و گلاب به روتون بالا میاره بعد ماهیچه هاش میگیرن؟ من همچین حسی دارم الان با یه سردرد خفیف. . امروز بعد 4 و خورده...
-
یادداشت 231
چهارشنبه 7 تیر 1396 22:48
سلام از این به بعد میخام شماره بدم به یادداشتام! البته تا وختی عخشم بکشه ! یه ساعت پیش از حموم در اومدم و دو تا خرما خوردم با چایی که خاهر بزرگه ریخته بود و یکم اینستا گشتم و الانم نشستم که مثلا کاره علمی بکنم! کولر هم روشنه و من یکم سردمه ولی خاموشش نمیکنم. طفلی خاهر بزرگه هم یکم گلوش میخاره و نشسته یه اتاغه دیگه...
-
بز کوهی کجایی؟! :(
سهشنبه 6 تیر 1396 12:20
سلام این پست در واقع یه اعلامیه برا بز کوهیه! روز نوشتهای بز کوهی وبلاگی هس که من از دو سه سال پیش خوندمش و همیشه براش کامنت میزاشتم و کلی قر میدادم برا خودش و مخاطبانش خولاصه که دوسش میداشتم ولی خب این اواخر سر اختلافات نظری که تو برخی مباحث پیش اومد اون از من دلخور شد و منم از اوشون! البته برخی کامنت گذارانش هم در...
-
عید فطرتون مبارک
دوشنبه 5 تیر 1396 16:02
... همین دیگه ! عیدتون مبارک :))) الاهی ب حق این عید هممون عاقبت بخیر شیم ... امین! تا خرتناق خوردم و میخام بهابم بعد پاشم دلمه های برگ مو رو بپیچم. موادشو تهیه کردم مونده پیچیدنش ... سه روزه کاره علمی نکردم. اوف بر من! امیدوارم روز تعطیل رو بخوبی سپری کنید... قوبونتون :***
-
ملیه کدبانو
شنبه 3 تیر 1396 17:23
سلامن علیکم و رحمه الله و برکاته بر شما و خاندانه مطهرتان باد چه جوریکایین؟ خوف موفین؟ منم عی بد نیسم شکر....عاخیییش فغط یه روز دیه روزه دار خاهیم بود...من خابم بهم ریخته. دیشب تا ساعت 5 و نیم فقط سه ربع خابیدم و بعدش بیهوش شدم تا 11 . در این اثنا هم سه نفر بهم زنگیدن که بلخره با زنگ سومی که پاپی جون بود شیطونو لعنت...