-
هیجان!!
سهشنبه 19 بهمن 1395 03:44
سلام! ووووووی خابم نمیبره! طرفای ساعت هشت و نیم اومدم ک پست بزارم و دو سه پاراگرافم نوشتم ولی استادم اومد و نتونسم ادامه بدم. چرک نویسش کردم تا بعدن تکمیل کنم و انتشار بزنم. از هیجانه بیخابیم! حالا فردا میام میتعریفم! محتاجه دعاها و انرژی مثبت دوسدان هسم... قوبونه همتون:**** خدا جون لطفا خابم ببره من فردا کلی کار...
-
انتظاااااااااااااااااااااااااااااااااار می کشیم!
سهشنبه 19 بهمن 1395 00:17
سلامن علیکم . منتظرررم! امروز عصر طرفای 6 که از خاب پاشیدم دیدم استاد بعد یک ماه و اندی پیگیری مداوم و هر روزه گفته ساعت هشت و نیم تا نه میتونه بیاد و یه جلسه کوتاه باهام داشته باشه. الان سه دقه به نهه و اگه استاد به اسکایپ شما زنگیده به اسکایپ منم زنگیده . امروز هم جلسه مذخرفه مربوط به طرح تحقیقاتی رو داشتیم اون سر...
-
گمشده!
یکشنبه 17 بهمن 1395 16:35
لعنت به دله سیاهه شیطون دقیقا یک ساعت و نیمه که دارم بین فایلام توی یه فلش فینگیلی دمباله فایل اکسلی میگردم که یه ده روز پیش ساختمش...دقیقا از ساعت 3 دمبالشم و الان تو یه فولدر نامربوط پیداش کردم! هیچی همین! اومدم ثبتش کنم که جهانی شه!
-
بلیط بخرم نخرم چه کنم؟! :/
یکشنبه 17 بهمن 1395 11:39
سلام مامانم جمعه میگف اخبار گفد بلیطا فروشش از هجدهم شرو میشه. حالا من موندم چه کنم. رو تخته وایت بردم تاریخ دفاعمو زدم بیست اسفند ...تخته کائناته یه جورایی و بهش ارادت دارم خب قضیه اینه که الان چند ساله خونه تکونیه خونه پدری حوله بنده میچرخه و من مدیریتشو بر عهده دارم... البته این پروژه یه مدیر داره و یه کارگر!! که...
-
پنشمبه خود را چگونه گذراندین!
پنجشنبه 14 بهمن 1395 23:45
های اوری بادی آی هوپ که شما باشین وِل ! ....نه از اون وِلا ها! از این well ها! . یه راس میرم سر اصل مطلب! صب یه ربع به هف پاشدم و نمازیدم. داشتم جلو اینه به اراستگی و پیراستگیه خودم میرسیدم که یهو یه صدای رعد و برق مانندی اومد! نمیدونم عایا واقعن رعد و برق بود یا چی بود...خلاصه هر چی که بود توجه منو به سمت پنجره جلب...
-
بخاریه خاموش!
چهارشنبه 13 بهمن 1395 21:36
سلام جینگولکا امیدوارم خوب باشین. منو از تو موبی میشنوفین در کنار بخاری در حالیکه تازه دارم گرم میشم :) سه ربع پیش رسیدم خونه و دست بردم ک بخاری رو بروشنم دیدم عه؟! خاموشه! خب صبحها میزارم رو پیلوت و میرم. اولش گفتم یا خدا لابد گازی چیزی قط شده ، سریع رفتم اجاقو روشن کردم و دیدم نه گاز هس . دیه اول پریدم دس ب عاب و...
-
بشوهر یا نشوهر! مسئله این است
سهشنبه 12 بهمن 1395 15:10
چه عنوان جذابی اول روزانه هامو بگم بعدن ترش بگم قضیه چیه! . سلام...حال احوال؟ یخ نزدین هنو؟! من که هنوز یخ نزدم! دیشب قبل خواب بخاریمو کم کردم ولی نصف شب از سرما پاشیدم و دیدم پتو از روم کنار رفته و بخاریم هیچی ب هیچی. دوباره روشنش کردم و خزیدم زیر پتوم...پتو که چ عرض کنم یه پتو بهاریه چسکی! صب ده مین به هف پاشدم و...
-
سه تا جایزه :))))
دوشنبه 11 بهمن 1395 14:25
سلام امیدوارم خوب باشین ووووووووووووووووی چه سرررررررررده ...خیلیم سردهههه هاااااااااااا.... اغا دیروز عصر مدیر گروه زنگید که تا اخر شب قراره بهت اطلاع بدم که فردا پاشی بیای جلسه! گفدم لازمه اگر من باشم که چشم خدمت میرسم...گفدش عاره عزیزم باس باشی گوشی رو که قط کردم گفدم خدایا هزار تومن صدقه میدم این از خر شیطون بیاد...
-
خخخخخ و دیگر هیچ!
یکشنبه 10 بهمن 1395 17:47
سلام و درود به شما و روان پاکه همگی اینجانب ملی خانوم جون رو از سایت میشنوفین در حالیکه حدود 90 کالری رو با عنوانه شیر کارامل یا یه همچین چیزی چن دقه پیش مزه مزه نموده در حالیکه سالنه گروه رو گز میکرد.... خیلی حس خوفیه از صب تا شب تو دان بودن ...به عادم حس مالکیت میده یه حسی تو مایه های این که : کلیش واس ماس مخصوصند...
-
سردرد :(
شنبه 9 بهمن 1395 15:02
سلام ملی داره با سردرد براتون مینبیسه چون از ساعت هشت و نیم تا 12 و نیم نشسته پای صحبت مدرسای کارگاه. سه جلسه بود پشت سر هم امروز. اولی و دومی که مدرسش خارجکیه خوب بود هر چند که من نزدیک به شاید سی چهل مرتبه خمیازه کشیدم! خابالو بودم. فک کنم دلیلش اینه که دیروز زیاد تو نت ولو بودم و فیلم و کلیپ و اینا زیاد دیدم. با...
-
پنشمبه بهمن ماهی
پنجشنبه 7 بهمن 1395 09:37
سلام علیکم اغا من از دیروز به اینور هنو ملتفت نشدم تو چنده بهمنیم...بزارین برم نیگا کنم تخویمو ... هاااااا هفتمه! پس بزارین از اول سلااااام ....صبحه روزه هفتمه بهمن ماهتون بخیر و خوشی دوستان جونم. امیدوارم روز رو به خوبی شرو کرده باشین. دیروز طرفای هفت و نیم از دان زدم بیرون. پالتومم به همون دلیلی که گفتم دیه تنم...
-
ملیه سرتا پا کفیث :/
چهارشنبه 6 بهمن 1395 14:35
سلام ملی نهارش که ماکارونی بودو خورده بعدنش هم قرص پرفکتایلشو انداخته بالا بعدن ترش نصفه دونه موز خورده و رفته تو دسشوری و سر تا پاش کفیث و ایش ایش شده( سیفون داش چکه میکرد و هر بار یه چیکه میریخت رو زمین از سر تا پای منم میپاشید و بعدن ترشم گوش به پرحرفیهای رفیقش داده و الانم نشسته داره براتون مینبیسه. . یادم باشه...
-
ملی تمبل نشه یه وخ!
سهشنبه 5 بهمن 1395 10:43
سلام خاک تو سره هر چی تمبله! ولی ملی تمبل نیست..... از این به بعد هر روز میادش دوستان جون دوباره سلام....خوبین خوشین سلامتین؟ چه خبر مبرا؟ امروز پنجمه یا ششم؟! واااای میبینین چطور روزا دارن عینه اسب میدوئن؟! این ینی ماها هم دور از جونمون عینه یابو باس چار نععععل بدوئیم تا عاخره سال ...گرنه کلامون پس معرکس. پست قبلیو...
-
اومددددددم
دوشنبه 4 بهمن 1395 00:18
اوه اوه دیر شد ببشقین.... وااااااااهاااااای! خستمه ولی به عخشه شما و قولی که داده بودم اومدم دیروز و امروز رو حسابی مخشول بودم. از صب ساعت هشت و نیم انگشت زدم تا ساعت هشت شب این دو روز. دیروز صب که اول کارگاه بود. تا 12 ظهر. باز بهمون تکلیف دادن و بازم منو کردن لیدر. یکم کارای اونه. یه مقالمم برا داوری اومده بود که...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 بهمن 1395 12:45
سلام بچه ها جون. سرم یکم شلوغ شده و کلی هم حرف دارم برا گفتن. شب حتمن میام مینویسم براتون...ولو جنازه وار! به خاطره اون 34-5 نفری که هر روز میان بهم سر میزنن و چن بار هم سر میزنن وظیفه خودم میدونم بنویسم ولو اینکه خاموش برن و بیان
-
حادثه پشته حادثه
پنجشنبه 30 دی 1395 14:48
ای بابا عاخه چ خبره این ورا؟!؟ چرا همش اینطوری میشه؟!؟ موشک و خمپاره و اتیش و ... سلام فیلمه لحظه فروریختنه ساختمونه پلاسکو رو دیدین؟ وای وحشتناک بود... من که موهای بدنم سیخ شد رو تنم. مگه ممکنه کسی هم اون تو زنده مونده باشه؟!؟! میگن ٣٠٠ مفر داخلش بودن :((((( خدا به بازمانده هاشون صبر بده... خیلی ضایعه بزرگیه... کلا...
-
پست چارشمبه ای :))
چهارشنبه 29 دی 1395 12:36
سلام سلام من عااااععععمدم ....سلام گفدن رااااو بلدم.... لی ع لای لاع لای لیع لای لای ....دیریم دیریم دیریم دیییم....ری ری ری ری ریع ریع ریع....پااااششین پاااششششین برخصییین....ریم دام دادام دام دام دام! چطورین پگوریا؟ من؟ خوبم؟ نه باباو! ینی خوبم ولی اتفاخه خاصه خوشال کننده ای نیوفداده! همینجوری گفدم برا تنوع نحوه...
-
زیر آتش خمپاره و اسکارلت منو ببخش!!
دوشنبه 27 دی 1395 20:03
سلام چه طور مه طورین توپول موپولا؟! خخخخخخ ...شرط میبندم نصف بیشترتون توپول موپولین! . اغا همین اوله راه بگم که من غللللط کردم که دیشب غیبته اسکارلتو کردم...اه چقد سخته اسمش ...ازین به بعد میگم اسی...یه وخ با اسماعیل و اینا اشتبا نگیریناااا نیاین تو کامنت دونی بپرسین اسی کیه! هیچی دیگه! دیشب تا خوده صبح با اسی مشغول...
-
زمسدوووونه خدا سرررده دمش گررررم
یکشنبه 26 دی 1395 22:38
سلام بروبچز میبینم که همتون قندیل بستینو موفا همه عاویزونه چه سرد شد ها دوباره...نههههههههههههه؟ غلام؟! . دیروز که شمبه بود رو فاکتور میگیرم. راستیتش حوصله هم ندارم هی یادم بیارم ببینم چی شده بود چی نشده بود. فغط عاخر شبشو بگم قبل خاب! وای وای! هوسه قرمه سبزی منو کشت دیشب...عاخ عاخ عاخ...خدایااااا کی سه شمبه میشه من...
-
دو روز رکود پشت سر هم
جمعه 24 دی 1395 17:46
با نام خدا اینجانب ملی دیروز و امروز رو روزهای رکود همراه با ویتامین خواری نامگذاری میکنم! . سلام . چارشمبه بعد صرف نهار - قیمه بادمجون- به سمت خونه رهسپار شدم و دیگه قبلش انگشتمم زدم که نخام عصر برگردم. باس برا امتحان کذایی میخوندم خو! قبل رسیدن به منزل رفتم میوه فروشی و مقادیری گوجه، خیار، گل کلم، کاهو پیچ، نارنج،...
-
یک معجزه اوچولو
چهارشنبه 22 دی 1395 11:53
سلام نیمساعت پیش یه معجزه اوچولو توسط یه فرشته ی مشکیه ریزه میزه ی چشم درشت اتفاق افتاد! اشتباه نکنین ! این مشخصاتی که اون بالا گفتم مربوط به یه بچه گربه نیس! اون بچه یکی از همگروهی هامه تو همین کارگاهه. خانومه سیاه پوسته و خب قاعدتن بچشم سیاهپوسته! و اما شرح ماوقع: خب من پنشمبه ها و شمبه ها رو تا اواخر بهمن کارگاه...
-
شروع هفتس؟!
چهارشنبه 22 دی 1395 08:39
سلام جینگیلیا شروع هفته نیس ولی من حسم شروعه هفته ایه چرا عایا؟! . بیاین امروز یه مدل جدید پست گذاشتنو تجربه کنیم با هم( البته شما خوندنشو تجربه میکنین ) . دیشب طرفای نه و نیم پاشدم و چن تیکه لباس رو شستم که رو هم جم نشه و حمومیدم تااااا ده. بعدشم انقد خابم میومد که نگو اما مقاومت کرده و نمازیدم و زبانیدم و بعدشم دیه...
-
تعطیلیه وسط هفته!
سهشنبه 21 دی 1395 10:57
دیشب داشتم فک میکردم که چقد خوب میشد اگه به جا جمعه و پنشمبه، سه شمبه و جمعه تعطیل می بود! خب اینطوری بهتر بود ینی تعطیلیا پخش میشد تو هفته و کمتر خستمون میشد سلام. احوالتون خوبه؟ منم عی خوبم. . دیروز رفتم دیدنه رییس و یه هول و لایی افتاد به جونم که نگو. از جهاتی بسیار امیدوار شدم و از جهاتی دیگه بسی نا امید. خدا خودش...
-
شیفت دیلیت
یکشنبه 19 دی 1395 09:00
سلام. دلم گرفته بود ولی با دیدنه پیاماتون یکم دلم گرم شد. خدا دلاتونو گرم کنه دیروز نزدیک هشت رسیدم خونه. قبلشم بربری خریدم یه دونه و تازه از تنور دراومده بود و جاتون سبز با پنیر و گوجه و شلغم و فلفل دلمه یکم خوردم. بعدشم خب خسته بودم و پامم درد بود به خاطر لبتابی که با خودم حمل کرده بودم. خسته هم بودم و یکمم سرم درد...
-
خوااااااابم میاد ...معدم سنگین شده .... سرم یکم درده و نگرانممممم
شنبه 18 دی 1395 14:50
سلام موش موشیا خوبین خوشین سلامتین؟ وااااااااااااااااااااااااااای من خستمه.... بزارین از اول بگممم دیشب که تا یک و نیم رو اسلایدام کار کردم. خب پرزنتیشنش باس انگلیسی میبود و همزمان که اسلایدا رو اصلاح میکردم تلفظ کلماتم چک میکردم و خلاصه کلی بدبختی. ساعت رو کوکیدم شش و ربع و به خاهری هم پیام دادم که صب پاشد منو یه چک...
-
روزانه جمعه ای!
جمعه 17 دی 1395 23:12
سلام و درود خدمت همممممه عزیزان . امیده وارم که خوب باشید و جمعه خوبی رو سپری کرده باشین. برا منم خوب بود شکر. صب پاشیدم و البته برا نماز خواب موندم! یه بار یه رب به هشت به صورت اتومات پاشدم و جوابه صب بخیره خاهر جانو دادم که اونم یه رب پیش از من ظاهرن پاشیده بود. بعد دوباره خابم برد و ایندفه هشت و ربع بود که خاهر...
-
:)
چهارشنبه 15 دی 1395 17:34
سلام رمز پست قبل همون رمز قبلیه. فقط خاهشناکم اول دمباله رمزی که قبلن بهتون دادم بگردین و اگه پیداش نکردین بیاین بگین دوباره بهتون بدمش. موچچکرم و بووووووس!
-
وختی ملی کوچک بود
چهارشنبه 15 دی 1395 16:57
-
نان بربری نعمتی از نعمات بهشتی :P
سهشنبه 14 دی 1395 21:55
سلامن علیک و رحمه الله اغا چرا این نون بربری انقده خوشمزس؟؟؟؟ اصن کلن من نونو عاشقم! هر نوع نونی! لواش...سنگک...بربری...حتی باگت و و و و هممممه نوع نون . دیشب از دان که برگشتم یا علی گفدم و استارت تمیسی رو زدم. اول یه دور همه دسمالایی که شمبه صب باهاشون کف هالو سابیده بودم رو شسدم و انداختم تو مایع سفید کننده. بعد...
-
میو میو عوض میشه ://
دوشنبه 13 دی 1395 16:54
عنوان نقل هوای امروز تهرانه! امروز به عینه شاهد بودم که چطور هوای کروکثیف تهران که اصن کوها توش معلوم نبودن و اسمون خاکستری بود ، بعد از وزش یکم باد چنان صاف و ابی و روشن شد و کوه ها عینه تابلو مشخص که نگو. ینی اصن برام خیلی جالب بود و دفه اولی بود که چنین چیزی میدیدم. . سلام و عرض ادب و ارادت! امیدوارم حالتون خوب موب...