ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام
از این به بعد میخام شماره بدم به یادداشتام! البته تا وختی عخشم بکشه !
یه ساعت پیش از حموم در اومدم و دو تا خرما خوردم با چایی که خاهر بزرگه ریخته بود و یکم اینستا گشتم و الانم نشستم که مثلا کاره علمی بکنم! کولر هم روشنه و من یکم سردمه ولی خاموشش نمیکنم. طفلی خاهر بزرگه هم یکم گلوش میخاره و نشسته یه اتاغه دیگه داره کارای ادارشو میکنه. نمیرسه و مجبوره کاراشو بیاره تو خونه. مامی هم بغل گوشم درازیده رو تختش و وسطی هم تازه رف حموم و فک کنم دو ساعت دیه به زور بیاد بیرون!
.
دیروز وسطی خاب دیده بود که راهنمام اومده شهرمون . شبش خبردار شدم که اومده ایران. خاهرا متفق القول بهم گفدن یه زنگ بش بزن و شاید تونس کاری کنه این مدتی که ایرانه. وسطی میگه خجالتو بزار کنار. یه موقعیته شغلیه خوب که بیخه گوشت بوده رو داری به خاطر خباثت یه عده از دس میدی ! خجالت معنا نداره. شده بزنگی بهش و التماس کنی که یه کاری برات بکنه ارزش داره بازم! خلاصه انقد تو گوشم خوندن تا امروز صب دو بار بش زنگیدم و دوبارشم برنداش! تا اینکه طرفای ظهر بهم زنگید. دیه اول احوالپرسی کردم و بعدم تا شرو کردم بگم که بالتازار چیا گفده یهو گف ببین من یه کاره اداری دارم قط کن بعدن بهت میزنگم. حالام همش با خودم میگم نکنه بهش برخورده؟! عاخه یه جوریه و خیلی خیلی حساسه. نمیدونم شایدم بش برنخورده و خب طبیعیه یادش رفته باشه که دوباره بهم بزنگه چون نهایتن دو هفته اومده ایران و الان لابد کلی کار برا انجام دادن داره.
.
فردای عید فطر رو من خبر نداشتم که تعطیله! از وختی اومدم تو پذیرایی جامو پهن میکنم میخابم و صبح 8 و رب بیداریدم و دیدم عه! خاهر وسطی وسطه هال پهنه و تو خوابه! گفدم د بیاع! خاب موندن ها! بعد با قیافه هپلیم وایسادم بالاسرش و نیگا نیگاش کردم و دیدم نههه قیافش شبیه کسایی که خاب مونده باشن نی! بیدارش نکردم و برگشتم تو جام و دوباره خابیدم تا نه! بعدش بیداریدم و دیدم بزرگه هم بیداریده داره موهاشو شونه میکنه و ازش پرسیدم که عایا امروز هم تعطیلین و اوشون هم گفدن بله فرزندم!
برا صبونه عید فطر واسشون قیقاناخ پخته بودم( همون پنکیک) که روش مربای گل ریختم و خیلی خوب شد. روز دوم هم براشون املت ملی پز پختم و اونم خووف بود. دلمه هامم خیلی خوب از عاب در اومدن! یکمم برگ زیادی اومد که گذاشتم تو یخچال و اولش میخاستم فریز کنم بعد پشیمون شدم. یادم افتاد که یه زمانی شنیده بودم شیرازی ها برگ رو میریزن تو پلو ! سرچ کردم و دیدم یه غذایی هس به نام " تاک پلو" یا" پلو برگ مو"! خلاصه فردا قراره بپزونمش. سرچش کنین جالبه. کنارشم مرغ میزارم یحتمل.
.
برا شمبه بلیط خریدم و ی شمبه میرسم تهرون. خوب وختیم میرسم و نصفه شب نمیرسم دیه. خونه رو باس تمیس کنم. راهنمامم ظهر گفدش اوایل هفته شایس بیاد دان و با اونم باس بهماهنگم که ببینمش و یه سری تحلیلا رو نشونش بدم. دوشمبه هم که قرار با بالتازاره . اگر خبری نباشه زودتر برمیگردم خونه. اونجا بیشتر غصه میخورم! و هزینه هامم بیشتره! اینجا باشم فغط هزینه اجاره خونه هسش دیه! اجاره خونه تهرونو میگما! ممکنم هس شرایطی پیش بیاد و مجبور باشم بمونم تهرون تیر ماهو. نمیدونم دیه. ولی دو سه وعده غذا با خودم از اینجا میبرم که اونجا چن روزی نخام خرید غذایی داشته باشم. اگه وخت کنم.
.
راستی یه چیه شکمیه دیه! تا حالا کتلت سیب زمینی و هویچ پختین؟ من امروز پختم ! خیلی خوب شد. سرچ کنین کتلت با هویچ هانی شف. عالیه دستورش. کلا هانی شف دستوراتش خیلی خوبه. اشپزخونه سپیده هم دستوراتش عالیه. وبلاگ لیدی الهام هم همینطور! اینا نشده که دستوری ازشون بردارم و خراب از اب دربیاد. اینم از این.
.
دعا نوشت: خدایا خداوندا ما رو از شر شیاطین درون و برون حفظ بفرما.... برخی انسانها شیطان مسلم هستند! و این یه واقعیته! ما رو از بدی ها و الودگی های این جور به اصطلاح ادما دور کن! و از گزندشون ایمنمون نگه دار....شیطان درونمون رو هم کمک کن که بتونیم بزنیم تو سرش و نزاریم که بیدار شه و تبدیل نشیم خودمونم یه وخت به شیطان ! مرز بین ادم بودن و شیطان بودن اندازه یه نفسه به نظرم....خدایا جان کمکمون بفرما که سخت محتاجیم...آمین!
سلام ملی جونم خوبی؟ ایشالا هرچه زودتر به آرزوهات برسی دوستم


سلام امین جونم ممنونم ازت
سلام ملی
همونطور که خبر داری پرشین بلاگ مدتیه که مشکل داره. علیرغم اینکه امرور اعلام کردن که مشکل رفع شده، متاسفانه همچنان نمیشه پست جدید گذاشت. فعلا به طور موقت توی یه کانال تلگرام مینویسم. اگر مایل بودی دنبالم کنی این آدرسشه:
@mmatryoshka
سلام ماتریش، عاره دیدم خرابه ... باشه مرسی
سلام ملی جونم خوبیییی؟ منو یادت میاد هنوز یا نه؟
سلام روشناااا مگه میشه یادم بره ... بدنبال روشنایی نور امیدین شما
خوشالم برگشتی
اوه یعنی تا اینقد حساس باشه! ایشالا ک بش برنخورده.
اره عزیزم تصویب شده و تو تقویمم همیشه ثبته ک تعطیلیِ عید فطر دو روزه و اینا
عاره گاهی اون رگش میگیره!
البته من همه جوره دوسش میدارم اوستاد جونو
هممممم خیلیم خووووب
سلام عزیزم.تاک پلو ماهیچه غذای محلی شهر شاهرود استان سمنان هستش .واسه خاطر اینکه بهترین تاکستان وانگور و دارن.
درضمن از یادداشت اول تا الان که۲۳۱هستی خوندمت.واسه کامنت تنبلم.اما تولدت مبارک .دفاعت مبارک.عید نوروز و فطر مبارک.دیگه...یادم نمیادش. ولی مرسی که هستی مینویسی .بازم میام مینویسم.
اها اشپزی هات عالیه.درمورد شف های نامبرده واقعا درست گفتی. تند تند بنویس عخشم
سلام به رو ماهت دلبرک
عاااااره فمیدم غذای شاهرودیه و فووووق العاده خوشمزه هم شده بود. ولکام تووو مای وبلاگ
خداروشکر که خوندی و خوشت اومده....چشم سعی میکنم بیشتر بنبیسم 
ملی جان یه سوال بپرسم؟ مامانتون جدا زندگی میکنن یا با خاهرا هستن؟ اونوقت خواهر یا برادر ناتنی هم دارین شما؟
عاره بپرس
ببین مامی ماشالا زرنگ بود و تونس با حقوق کارمندی برا خودش یه کاشونه بسازه. تو حیاتش هم چنتا گل و گیاه داره و برا رسیدگی به اونا و سرگرم کردنه خودش و راحتیش میمونه اغلب همونجا. خاهرا هم بهش سر میزنن و خریدا و فلانشو انجام میدن( البته زحماته مامی به عهده خاهر بزرگس و من و وسطی تقریبن هیچ کاری براش نمیکنیم
) یه وختایی مث اعیاد و اینا و وختایی ک من میام ولایت مامی رو میگیم بیاد که تو خونه پدری سه خاهر و مامی دور هم باشیم.
ولی خب خدا نخاسته
اینم جواب شما.
خوشبختانه نه ندارم ناتنی. البته اگه به اون زنیکه بود که ده تا برام خاهر برادر ناتنی میاورد
ســـــــــــــــــــــلام


)



حموم؟ عافیت باشه
کولر؟ منم بس گرماییم دیشب رو برو کولر خوابیدم و باد مستقیم بم خوردـو امروز اغلب ابریزش داشتم. خداکنه سرما خوردگی نشه
خوابِ خواهر وسطی؟ ایول ک اینقد دقیق تعبیر شد
(استاد راهنما چرا بش برخورده باشه عایا؟ ت چی بش گفتی مگه؟!؟
فردای بعدِ عید؟ چنـــــــــــــــد ساله ک تعطیله ک!!
پنکیک؟ پنکیکای منم همیشه خیلی خوشمزه میشه
تهران؟ ایشالا خوب پیش بره
کوکو و کتلت؟ میمیرم براش
آشپزی؟ خوبه دستپختم (بقیه گفتن یعنی) ب سن نیست ک(خودمو میگم)! ب عشق و علاقه ایه ک تو غذا میریزی و حوصله ای ک براش ب خرج میدی
دعا نوشت؟ آمّـــــــــــــــــــــــــــــیــــــــــــــــــــــــــــــــن
ملی؟ ماچ ب لُپاش
گُردی؟ لبخندِ مَلیحانه
سلام





- موچکرم
- اوه اوه سرماخوردگی خر عسد
- عااااره دیدی؟!؟ مو نمیزد خابش
- خو خیلی حساسه استاده، شایس با خودش گفده این ملی داره با حرفای شخصیش وختمو میگیره
- عاره راس میگی ولی من فک میکردم تصویب نشده و هر سال باس در موردش تصمیم گیری شه. توی تقویمم براش تعطیلی زدن ینی؟؟
- عافرین به پنکیکای تو
- ایشالا
- منم کوتلت
- ب سن نیس عاره ... عافرین
- عاااامین
- ملسی
- گردی:
فک کنم کامنت اولمممم
تو با این رزومه و سطح علمی خوبی که داری هر جا بری رو هوا میبرنت.اونا دارن ضرر میکنن اگه تو رو از دست بدن.
الهی الهی الهی به حق عزیزترین و مقربین درگاهت این ملی مهربون و خانوم ما به اونجایی که لایقشه برسه.اون بهترینی که خودت میدونی برای ملی ما مقدر بشه.آمین یا رب العالمین
عااااره خودشی
رزومم متوسطه ولی خب برا همینم خیلی زحمت کشیدم
باهار همه جا پارتی میخاد
خدایااااا دعای بهارو بشنوووو لطفنننن
امین امین امین 
