سلام بچه ها جون...راستش یکی ازم در مورد خونه یابی در تهران سوال کرده بود و من الان یادم افتاد که هنوز جوابشو ندادم...خب اینجا برات مینبیسم.
در پیدا کردن خونه خب ی سری فاکتورها رو باس توجه کنی. راه ها دوره و ایا میخای نزدیک محل کارت خونه بیابی؟ من خونه ای ک یافتم بیس دقه پیاده با دانشکدمون فاصله داش و این برام خیلی مهم بود. من اعصابه هر روز هر روز سوار شدن به اتوبوس و بی ارتی و مترو و تو ترافیک موندن و خطر زده شدنه کیفم بین جمعیت مترو و بی ار تی رو نداشتم. برا همین همون حوالی میدون انقلاب خونه گرفتم.
تو پیدا کردنه خونه ها هم فاکتورای مهم رو بنویس. مثلا من حواسم بود راه ابها رو چک کنم. اینکه طبقات پایینی باشم بخاطر مشکل فشار عاب. اینکه اسانسور داشته باشه یا نه ؟ که بهتره داشته باشه مخصوصا اگه طبقه سوم ب بالاس...اینکه بالکن داشته باشه(برا پهن کردن لباس) سقفا رو چک کن نم پس نداده باشه. ابگرمکن رو چک کن و .... حتما حتما موقع قرار داد بستن بگو که باید قراردادتون توی سامانه ثبت بشه. خونه های با پول پیشه خیلی زیاد این خطرو رو بنظرم داره ک موقه بلند شدن پولتو بسختی و با تاخیر بدن.... دیگه ..... من از سایت دیوار پیدا کرده بودم خونمو. قسمت اجاره رو انتخاب میکنی و بعد محله رو تو گزینه های سرچ انتخاب میکنی و مبالغ رهن و اجاره رو و سرچ میکنی.
https://divar.ir/tehran/%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86/browse/%D8%A7%D9%85%D9%84%D8%A7%DA%A9-%D9%85%D8%B3%DA%A9%D9%86/
دیگه چی میخای بگم تو خصوصی بهم بگو :)
صبح هفده مردادی از نوعه نود و هفتیتون خوش ... الان منو از سر کار میشنوفین در حالیکه نشستم تو گرما و هنو کولرا رو نزدن و همکاره عتیقمم همی الان اومد تو و ابراز تعجب کرد که من چ عجب زود اومدم
خب ساعات کاری ما هیات علمی ها از هشته و اینا چشم ندارن ببینن من دیرتر میام و احساس ترقیدگی بهشون دست میده سر دیرتر اومدنم! مخصوصن که طرف از مدیرای به اصطلاح ارشده این چس مثقال سازمان هم هس!
.
کلی کار برا انجام دارم و نمیدونم چطور برسم به همشون. اخرین روزی ک تهران بودم رفتم دان ایران و درخواست دادم ب ی دانشکده ای و نمیدونم چ نذر و نیازی بکنم و چطور از خدا بخوام که کارمو اینجا درست کنه. نمیدونم چطور
.
نمیدونم چرا نوشتنم نمیاد! خب الان باس شرو کنم به تکمیل یه گزارشی که تو دوران مرخصیم بایس تموم میکردم و چون لبتابم قدیمیه و داده ها زیاد، نرم افزار ارور میداد و دیه گذاشتم که بیارم سر کار با کامه اینجا کار کنم. فک کنم امروز تا اخره وقت همین رو روش باشم. یه برنامه ریزی هم باس بکنم برا کاری ک بهم محول شده و اسممو رد کردن وزارت خونه ک من پیگیرش باشم. دوشنبه شب هم با استاد راهنما تو واتس اپ بودم و داشتیم رو مقالم که از داوری اومده دوماه پیش کار میکردیم و دیشب علی رغم قولی ک داده بود نیومد ادامشو بریم. امروز این گزارشه رو تموم کنم عالی میشه و میتونم از فردا صبح ها یکم وقت بزارم رو کتابه بالی ک تکمیلش کنم. هم دو فصلش رو کلا خودم مینویسم و همم بقیه فصلا رو که بقیه نوشتن رو باس یه دور بخونم و ادیت کنم تا حدی.
.
فعلا تا همینجا داشته باشیم امروزو تا ببینیم بعدن چی پیش میاد...
سلام
با گوشیم و عاپ کردن مشکله باهاش
امتحان ایلسمو چارشمبه و پنشمبه دادم و جمعه بازار و استراحت و شنبه کارگاه توی وزارتخونه و الانم ادامه کارگاهم :)
امتحانم بد نبود و دو هفته دیه نتایجو میدن برام دعا کنین لدفن.
.
چن روز بعد مرخصیم بود که یه خانم دکتری(پزشکه) که من چنتا کار براش انجام داده بودم و کمکشون کرده بودم تو کاراشون بهم محرمانه خبر داد که تو هیات رییسه دانشکده مطرح شده که به من و شش نفر دیه عدم نیاز بدن. این در حالی بود ک هفته قبلش من و رییسه دان با هم رفتیم پیشه فرماندار تا موافقتشو برا انجام اون طرح بین المللی بگیریم و گرفتیم و قرار شد نامه بزنن استانداری و ...
حالا سه روز بعدش اسم منو اوردن که بندازیمش بیرون :) اونم تو جلسه ای که مدیران ارشد اجراییه سازمان هم حضور دارن و اصن بقا یا عدم بقای یک هیات علمی به اونا ربط نداره و تصمیم گیری در مورد سرنوشت یک هیات علمی باید تو شورای اموزشی که همشون هیات علمی هستند مطرح بشه .
پیرو این اتفاغ:
چهارشنبه با رییس یه موسسه تحقیقاتی تو تهران صحبتیدم و در جا با انتقالم به موسسش مخالفت کرد :) حالا مونده ماون اموزشیه یه جا دیه که دیروز زنگیدم و ورنداش و حالا ی ساعت دیه ک کارگاه تمومید دوباره میزنگم تا اگه بود برم ببینمش و میدونم ک پاسخ اوشون هم منفیه :)
.
شب ده و نیم بلیط دارم و صبح میرسم ولایت و باس برم رای هم بدم واسه انتخاب مدیر گروه. هفته پیش مدیر گروه فعلی زنگید و گف اسمتو ب عنوان هیات موسس یه مرکز تحقیقاتی که قراره تاسیسش کنن مینبیسم و عوضش بمن رای بده. قرار شد رزوممو بفرسم و الان ده روز بیشتره ک نفرستادم و .... نخواهم فرستاد :)
.
خب دیه گوشیو بزارم زمین زشته! نشستم اخره سالن و فقط پشتیای من میبینن ک من از اول جلسه دارم میتایپم !
خب! برام دعا کنین! سه شمبه ک برم سر کار کلی کارام ریخته رو هم، ک باس بهشون سامون بدم ، و منتظر باشم نتیجه زبانم بیاد و بعدم اقدام برا خرید و ترجمه مدارک ارشد و کارشناسیم.
مواظب خودتون باشید...
سلام
الان تو هتلم و درازیدم ک بخابم. فردا کارگاهه و استاد جون قراره برگزار کنه و منم اومدم هم کارگاهش باشم و هم اگه وقت شد رو مقالمون کار کنیم
فردا میلاده؟ موبارکه... فقط خواستم اینجا ثبت کنم و از خوده امام رضا بخام بهترین راهو برام باز کنه ... اراده تلاش بهم بده و تحمله دشمنیها ! و سختیها .... خدایا تو رو قسمت میدم ب اونی که تولدش در پیشه و تاریخ میگه که بنده مظلومت بوده... تو رو قسمت میدم به مظلومیتش و غریبیش... تو رو قسم به درد دل همه غریبای دنیا و اونایی که درد غربت تو دلشونه... دستمونو محکم بگیر که بیشتر از قبل محتاجه لطف و توجه و رحمتتیم .... آمین.....
لیدی نوشت: الان دیر وقته ولی یه وقت اگه یادم رف یاداوری کن ک بهت ایمیل بزنم دوستم
ببقشین البته بخاطره عنوانه بی تربیتی ولی هیچی بهتر از این گویای مطلب نبود 
سلام!خب دیروز مرخصی بودم و رفتم امتحان ایلس ازمایشی دادم تو تبریز و به بدترین شکل ممکن قسمته مصاحبش(اسپیکینگ) رو برگزار کردم! ینی تو این نه ماهی که کلاس میرم رو شما تصور کن...بعد بدترین جلسه ای که من توش به بدترین شکل ممکن با تیچرم حرفیدم هم بزار جلو چشمت....اینجوری بودم دیروز!
ریدینگ و رایتینگشو راضیتر بودم. ولی لیسینینگ رو هم خراب کردم که اونم بیشتر فک کنم بخاطر بد بودنه کیفیت صدا بود و بی هدفون بود خب. امتحان اصلی تو تهران هدفون میدن.
با همکلاسیه زبانم رفته بودم و اونم راضی نبود از خودش. بعدشم به پیشنهاده اوشون رفتیم پیزا خوردیم و به پیشنهاد من نفری یه جعبه شینیلی خریدیم و برگشتیم شهرمون پیروزمندانه!!!
.
برگشتم و رفتم زیره دوشه عاب و یکم گریه ناامیدی کردم و پریدم بیرون و وختمو تلف کردم تا شب شد و خسبیدم. البته قبلشم مقادیری غوره پاک کردم که بزرگه الان در حال تبدیل کردنشون به غوره غوره عست! غوره غوره اینجوریه که اب غوره رو میگیرن بعد یه مقدار هم غوره دون میکنن و میریزن تو شیشه ابغوره رو میریزن روش و درشو میبندن و برا خودش میمونه و میشه غوره غوره!
.
میگم به نظرتون عایا با دو هفته زبان خوندنم میتونم موفق به گرفتنه نمره شش و نیم میشم؟! میدونین چیه؟ بسته به شانسم داره...اینکه در مکالمه حضوری در مورد موضوعی بپرسه که بتونم صوبت کنم و مطالب بیاد تو ذهنم، اینکه از لحاظ روحی تو موده خوبی باشم.... اینکه متنای ریدینگ متنهای راحتی برام باشن...کلا شانس خیلی دخیل خواهد بود. اخه امتحانای ایلس اصن معلوم نمیکنه ! مثلا یه دوره امتحانشو ازمایشی میدم میبینی ریدینگشو گرفتم 30 از 40 و تو یه دوره بعدش نمرم افت میکنه! خب زبانم انقدر قوی نیست و دامنه لغاتم هم کمه. برا همین به معجزه شانس احتیاج دارم! وگرنه اگه کمی قوی تر بودم نیازی به شانس نداشتم!
.
دیه همین دیه. کلللی کار دارم برم ببینم به کجا میرسم. یه سند راهبردی باید تهیه کنم برا یکی از واحدای دانمون و یه کاره دیه برا یه واحده دیه. صبحم باس دو جا برم سر بزنم و بعدش بزنگم تبریز که اگه قرار ملاقاته ساعت دو سرجاش بود برم قرار ملاقاته رو! همین دیه! هاااا باس نمره های درس زبانه بچه هارم وارد سامانه کنم...پووووف
.
بچه ها هوا گرمه ...یه کاری کنین لطفا! تو یه کاسه یه بار مصرف اب خنک بریزین و بزارین تو باغچه کوچتون یا دم دره تون اگه کوچه خلوته...یا هر جای مناسبی که پیشی ها و هاپوها بیان بخورن...گناه دارن ...تشنشونه خیلی...قوبونتون 