ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
ساعت بیس دقه به نه هستش و من تو دفترمم (همون دفتر بی پنجره! ) معلومه پنجره برام شده یه عارزو؟!!
صبونمو خوردم و میخام که به امید خدا کارامو شرو کنم.
امتحانامو هفته پیش دادم و چنتاش خوب بود و چنتاشم گند زدم. ایشالا که به خیر بگذره
دیشب قبل خواب نشستم وویس برا اسلایدهای درس روش تحقیق ضبط کردم و الان باید سر هم کنمشون و بفرستم تو سامانه مجازی برا بچه ها.
.
دیشب تو پیچ اینستای مگا پروژم یه پستی گذاشتم که از طرف یکی از فعالای مدنیه شهرمون استوری شد. حالا تعداد ممبراش از من کمتره ها ولی چنتا دیگه از فعالای مدنی شهرمونو هم تگ(منشن؟؟) کرد تو استوریش... در کل خوشمان عامد از این حرکت :)
.
کلی کار د ارم برا ماه مهر ...کلیییی کار. چه پاییزه شلوغی. برا هم دعا کنیم که کارامون خوب پیش بره.
.
دیشب تا سرحد مرگ خندیدم به الف....موقع تماس تصویری توی واتس اپ (چند وقت پیش) نت خراب بود و تصویرش وایساده بود ...منم دیدم مسخرس سریع یه اسکرین شات گرفتم. حالا دیروز عکس پروفایلشو عوض کرده بود و عکس خودشو ورداشته بود. بهش گفدم یه عکس خوب بزار. گف بفرس بزارم. یاده همین عسکش افتادم و رفتم تو گالری پیدا کردم و براش فرستادم و تا سرحد مرگ هم خندیدم بهش ...تو عکس شبیه این ورزشکارا افتاده بود که صدمه میبینن قطع نخاع میشن یه وری می مونن (طفلیا گناه دارن میدونم ولی خیلی قیافه الف دیدنی بود تو این عکس....) خدا بخیر بگذرونه که عوضش و پشت بندش گریه نباشه...
.
دیروز یه برنج پرچرب دم کردم. با ته دیگ سیب زمینی رنده شده! امروز قراره بخوریمش با خورش کرفسی که حسسسسسابی دیروز جا افتاده...جهت ثبت در تاریخ خورشت کرفس دیروز از ساعت 11 صبح تا هشت شب روی حرارت ملایم بود و عینه باقلوا میمونه لامصب.
.
گفتم کراش پیدا کردم به یکی؟ عاره گفدم! طفلی الف از دسته من...البته همون اولش به الف هم گفدمااا ...نمیدونس کراش به چی میگن براش توضیح دادم!
اون اولا رفته بود عکسای کراشمو تو صفحه اینستا دیده بود ...بهم میگف نه خوبه درسته سن بالاست ولی فیزیک خوبی داره ... البته خب از اونجایی که کراشم متاهله برا همین خیلی به الف برنخورده
و اینکه میدونه من از این عرضه ها ندارم که بخام غلطه خاصی بکنم! واللا...همینجوری تو دلم میمونه تا پدرمو دربیاره و بعدم به بدترین شکل ممکن از بین میره
.
یکی از همکارا انگور عاورده از باغش جاتون سبز.
.
برم برسم به کارام. خوبه هر از گاهی بیام به یاد قدیما بنبیسم....امیدمون به خدا باشه...خدا خودت حواست مث همیشه بهمون باشه...
.
قربونتون
آخی به یاد قدیم با جزئیات و خوشگل نوشتی ملی جونم....


سلام پیشیییی
عاره یادش خعلی بخیر