ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
هیچ وقت فکرشو نمیکردم اخرین روز بهار سال 99 انقدر غمگنانه و بغضویی باشه! اتفاق بدی نیوفتاده ولی طبق معمول رییسم حالمو گرفته. من نمیفهمم اینا چرا کرونا نمیگیرن بمیرن؟!!
اون هفته اخرین روز کاری بود موقع رفتن به خونه باهام روبرو شد و همچین داشت با نفرت نگام میکرد که هیچ وقت یادم نمیره! من نمیفهمم واقعا چه هیزم تری بهش فروختم که چشم دیدنمو نداره! پیره مرد خجالت نمیکشه من جای بچشم!
.
از خدا برا خودم صبر می خوام و انرژی مقابله با حملات دشمنان و تحمله ادمایی مثله رییسمو! و از خودش می خوام که از گزند حملاتشون برا بد کردنه من تو چشمه دوستانم در امان بمونم!
.
چاق شدم اساسی و باید کمتر بخورم! دلم برا روزای لاغر نی قلیونیم تنگ عامده!
.
بغض دارم .... پاشم برم دشوووری! برا هم دعا کنیم
بهههه بهههه.. خیلیم عاااالی. بسلامتی و میمنت عزیزم




. پس همیشه همواره ب جلو ادامه بده,, قراره پله های موفقیت و رضایت قلبی رو به زیبایی و افتخار بالا بری








خیلی خوشحال شدم
اره شعر خوشگل و دلنشینیه, خودمم دوسش دارم. گوارای وجووودت
موچکرم عافرین جووونم دوسته ندیده مجازیه خوشگلممممم



امیدوارم همینطور که میگی باشه
بَر کُنده ی تمام درختان جنگلی


نام تو را به ناخن برکندم
اکنون تو را تمام درختان
با نام می شناسند
نام تو را به گرده ی گور و گوزن
با ناخن پلنگان بنوشتم
اکنون تو را تمام پلنگان کوه ها
اکنون تو را تمام گوزنان زرد موی
با نام می شناسند
دیگر نام تو را تمام درختان
گاهِ بهار زمزمه خواهند کرد
و مرغ های خوش خوان
صبح بهار نام تو را
به جوجه های کوچک خود یاد خواهند داد
ای بی خیال مانده زمن، دوست!
دیگر تو را زمین و زمان
از برکت جنون نجیب من
با نام می شناسند
ای آهوی رمنده ی صحرای خاطره
در واپسین غروب بهار
نام مرا به خاطر بسپار
"منوچهر آتشی"
تقدیم باعشق ب ملیِ خودم
واااااای آفرین جوووون



مرسی ازت
پس بزار اولین دوسته مجازی که بهت خبر خوبو میدم تو باشی... امروز یه ابلاغ بهم زدن برا کاری که می خواستم و بخاطرش رییس ناراحتم کرده بود! البته دقیقن ابلاغی که می خوام نیس ولی بازم خوبه
خعلی شعرت غشنگ بودش