ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام بچه ها ... امیدوارم خوب باشین و زمسدونتونو بخوبی شرو کرده باشین و تا سال جدید، حسابی باقیمونده سال ٩٥ رو بچلونین و هر چی کاره باقی مونده هس رو زود زود انجام بدین تا ساله جدید کارای سالای کهنه نمونه :))))
...
بچه هاااااااو منو ببخشین ک دیر ب دیر پست میزارم :// بوخودا از صب که پامیشم سرم گرم کارای خونه داریه تا طرفای سه و اینا ک نهار بخوریم و بعدم هر روز ی کاری هس . بعدم میخام نهایت استفاده رو از کناره اهل خونه بودن ببرم :( خولاصه چن روز گذشته رو براتون مینفیسم:
یه شمبه: صب شش و ربع پاشیدم و سبزی ها رو خرد کردم و هشت بود که سه قابلمه اش رشته رو بار گذاشته بودم. دیه سرگرم کارای اش بودم تا یک اینا که اماده شد. همزمان از شب قبلشم پاچه بار گذاشته بودم که پاچه هاش نپخته بود برا نهار ولی دو تا زبونش پخت !
حدودا برا بیس نفر اش شد اینجوری که تو ظرفای ی بار مصرف بزرگ ( ازین ظرف ماست بزرگ در دارها) ریختم و هر ظرف حدود ١٣-١٤ ملاقه شد ( از بس حواسم پیشه مقاله هامه به جا ملاقه نوشته بودم مقاله !! خخخخ) عاره و هر ظرف رو با خاهر بزرگه دادیمشب یه ادم مستحق. این نذره خاهر بزرگه من برا پیش دفاعم بود.
دیه برگشتیم با خاهری و نهارم کله پاچه زدیم و بقیه یه شمبه رو یادم نی چه کردم!
.
دوشمبه: وووووووی صبحش رو یادم نی چه کردم روم سیاه! ولی عصرش ساعت هف وخت دندون پزشکی داشتم و یخبندون هم بود! الانم هس! ینی من ک تو اشپزخونه کار میکنم واقعن سردم میشه مخصوصن شبا!
عاااره داشتم میگفدم، رفدیم و دکتر گف دندونات سالمن فقط یکی بالایی یه اوچولو پوسیدگی داره و کلی هم جرم داری! خب دکتره دیگه وخت نداش تا اخره دی و از طرفی هم گف این پوسیدگیو میتونم برا عید ک اومدی برات حلش کنم زیرا رفدم زیر دسش برا جرم گیری. ووووووی دندون جلوییای فک پایینم واقعن دردشون میومد! کلی هم جرم داشتا، شاید نیمساعت فقط داش ویز ویز و قیژ قیژژژ جرمامو میکند! شایدم زمان برا من زبادی طول کشید!
خب اینم از دوشمبه!
.
سه شمبه: یادم افتاد دوشمبه صبحو چیکا کردم! یه سر با پاپی رفتیم خرید تا من چیایی ک میخامو برا شب یلدا بخرم و بعدم اومدم بساط چیز کیک انارو بپا کردم و تا قبل نهار خامه سفیده چیز کیکمم مالیده بودم و گذاشته بودمش یخچال!
سه شمبه از طرفای هشت صب استارته بساطه بخور بخوره شب یلدا رو زدم! اول رویه ژله اناریه چیز کیک رو ریختم روش. بعد صبونه مامانه رو دادم و بعدم عدس ها رو گذاشدم بپزه برا عدس پلو! کدو حلوایی رو هم کلشو کندم و خرد کردم و سرخش کردم برا کنار عدس پلو! ب جای کیشمیش، خیلیم خوب شد. چیز کیک خرمالو هم پختم تا ظهر و نتیجه رضایتبخش نبود! البته نه که بد شده باشه ولی اولا از فر که دراوردم پفشون خابید و ثانیا زیادی داخلشون چسبنده شده! :/ خلاصه بگم ک مجلسی نشد! ولی بد هم نبود. قبلا مافین کشمشی پخته بودم و بافته اون عالی شده بود.
عدس پلو رو دمیدم و گوشت چرخ شده و کدو حلوایی سرخ شده رو تو دیس دادم کناره عدس پلو و همونطور ک گفدم عالی شد:))))
بعد از نهار ی یاعتی خابیدم و بعد پاشدم و هندونه رو قاچیدم، عاجیلا رو ریختم تو ظرف، پفیلیا و پفکرو نیز هم! هاااا چغندر هم گذاشته بودم بپزه ک پخته بود. خاسدم مافینا رو روکش خامه قنادی بمالونم که خامه قنادیمم ابکی از عاب در اومد :///
شیرینی پفکی یا مرنگ رو هم ب سفارش خاهر وسطی در عرض ٤٥ دقه اوکی کردم و تو فر داش میپخت که نتیجه اونم رضایتبخش بود و خوب شد. شیرینی خیلی خیلی راحتیه و موادشم فقط سفیده تخم مرغ و وانیل و شکره و اصن درد سر نداره. دیه سفره بخور بخورو پهنیدم و هاااا راسدی ی قابلمه هم اش رشته گذاشته بودم تو یخچال برا شب یلدا و اونم گرم کردم :))))
دیه طرفای ده و نیم شب بود ک حمله ور شدیم سمت خوراکیا و تا سر حد مرگ خوردیم!! اینم از شب یلدامون. خدارو شکر که سالمیم و کنار همیم ... همین کافیه... بقیه مشکلات خودش حل میشه! چن شب پیش همون دوستم ک داداشه تحفش بهم گیر داده بود زنگید بهم ! ی جوری هم نقش بازی میکنه که مثلن روحش از قضیه خبر نداره! خوباصه برگشته میگه زندگیم شده روزمرگی! بهش گفدم چشه مگه این روزمرگی؟!؟ مگه بده؟!؟ بده که یه مصیبت نداری که بشینی زانوی غم بقل بگیری؟ بده که مریض نیستی و هر روز هر روز درد نمیکشی و زیر دست ایت دکتر اون دکتر نیسی؟ بده ک تنت سالمه هر روز میری سر کار؟ بده که کنار خاهر و اون برادر تحفت!! میشینین دور هم سر ی سفره و با هم غذا میخورین؟! واللا بخدا همه اینا نعمته که ماها اسمشو میزاریم روز مرگی! من خودم حاضرم تا اخره عمرم همین روزمرگیهای الانمو داشته باشم با همین کیفیت! واللا! مگه قراره تو زندگی چکار کنیم؟! فیل هوا کنیم تا نشه روزمرگی؟!؟
.
سه شمبه گذشت و چارشمبه اومد :))) برا نهارش بقیه اش رشته رو ب خورده جماعت دادم و با بقیه اب پاچه ها هم براشون سوپ جو پختم! خوردن و عاخ هم نگفدن! برا کارگروهیه کارگاه هم جماعت منو کردن لیدر و کارم در اومد . تا ظهر داشتم رو تکلیف کار میکردم تا مقدماته تقسیم کار بین اعضا رو فراهم کنم. بعد نهار هم طرفای پنج پاشدیم رفدیم چش پزشکی و دکتر گف چشام ضعیف تر شده :( ازونجام رفدیم من یه فریم انتخاب کردم و سفارش شیشه هاشم دادیم و خولاصه شمبه قراره برم عینک جدیدمو بگیرم. اون شب من یخخخخخخ زدما از سرما! یخبندان ب معنای واقعی بود. طرفای هشت و نیم دیه خونه بودیم و من دوباره نشستم سر تکلیفه تا سه شب! یه تقسیم کار هم کردم و تا ی شمبه بهشون وخت دادم ک برام بفرسن موارد لازمو. ببینیم چکار خواهند کرد. امیدوارم مجبور نشم روزای اخر اقامتم در ولایت رو بشینم پای حمالیه شیش نفر دیگه! تا الانش ک به غیر از دو نفر بقیشون هیچ کاری نکردن.
.
ی جوری از چارشمبه گفدم انگار خیلی دور بوده! همین دیروز بود که!! امروز ک پنشمبه باشه( ینی بود!) ساعت نه و نیم پاشیدم و بساط نهار هم شامل کدو و بادمجون و گوجه سرخ شده غیر رژیمی بود! کلی گوشت خورشتی و ابگوشتی هم تکه کردم و فریز کردم و چن تیکه هم گذاشتم ک فردا باهاش کلم پلو درست کنم. کلی کلم برگ داریم تو یخچال که دارن برا خودشون رشد میکنن!!
پنج شیش تا هم اناره مونده تو یخچال بود ک دونشون کردم و ریختم تو ظرف که بخورن جماعت! کلا من ک میام اینجا در هیئت یک سراشپز هسم براشون! از پخت و پز وخ نمیکنم سرمو بخارونم! واللا! عصری با پاپی رفدم بیرون! نمیخاسم برماااا ، داش میرف خرید و دیدم دلش میخاد باهاش برم و رفتم! یکم خرید کردیم و قندیل بستیم و برگشتیم خونه.
دیه همینا! وای هنو بلیط برگشتم نگرفدم! فردا بگیرم حتمن!
.
دوس جونا بازم ببقشین ک دیر پست گذاشم! جمعه خوبی داشته باشین ... بوس بوس
خیلی خانمی بخدا
قوبونت
لوووس نشو خب
دختر خوبی باش. از یه خانم دکتر باکلاس و روشنفکر بعیده قهر هااا
گفته باشم.
الهی قربونت برم دختر خوب
شادی جون
سلام ملی جان خوبی
یه سر به وبلاگ اقا مهندس بزن لطفا. توی کامنت دونی بچه ها سراغت رو گرفتن
سلام شادی جون


سلام امیدوارم همیشه خوب و خوش باشی.
روزای سختی دارم پسرک دلبندم نصف دنیا ازم دور میشه و من غمگینم
برای ارامشم دعا کن
سلام شبدر عزیزم . ممنونم بهم سر زدی
عزیزم غصه نخور ...اون داره میره که ایندشو بسازه و قطعا اینده روشنی در انتظارشه ...در واقع میره که زندگی کنه و بباله....پس غصه نخور...باید خوشال باشی شبدر جونم . داره میره که مرررررد بشه ....غصه نخور دیگههه...چشم تو هم برا من دعا کن
خسته نباشی عزیزم

حسابی در جوار خونواده خوش بگذرون و لذت ببر
سلامت باشی
چشمممم:
به به ملی و خوراکی های خوشمزه!
خسته نباشی خانوووم
منم از جرم گیری میترسم. همش میترسم یه جوری تازه دندونام حساس بشن
کلا برای انجام یه سری کارایی که دکتر لازمن تنبلمم چون معمولا کل روزت رو با انتظار توی مطبشون از بین میبرن
آفرین که چشم پزشکیم رفتی
روزمرگی یعنی بی انگیزگی وگرنه که اونایی که تو گفتی که عالین!
قربونت سلامت باشی
نه دردش فقط برا همون لحظس ک رو یونیت دندونپزشکی درازیدی! بعدش تموم. 
عاره چشم پزشک لازم هم بودم. تو هم برو دکترارو مینلا جون
اوهوم! نه این دوسم منظورش این بود که هر روزم مث دیروزشه و کاراش تکراری شده!
به به خانم کدبانو




امیدوارم روزای باقی مونده هم بهت حسابی خوش بگذره عزیزم
قربونت برم پیشی جون

سلام عزیزم.خدا را شکر خوبی و خدا تو را برا خانوادت نگه داره که حسابی کمک حالشونی
عزیزم چقد خوشم اومد از حرفات به دوستت .. ارزو کردم منم عین تو بشم و از زندگی راضی باشم
سلام
قربونت برم زهرا جونی
خداییش حرفه دلمو زدم بهش ... عزیزم
بنظرم عادما همه مشکلات دارند و فقط جنس مشکلاتشون با هم فرغ داره ، این نگاه و دید ما به زندگیه که رضایتمونو از زندگی تعیین میکنه
ایام به کام دوست عزیز
همیشه جمعتون جمع باشه و سالم باشین
قربونت برم ندا جون
واییییییییییییییییی! چقدر کار کردی ملی جون خسته نباشی
سلامت باشی
سلام ملی بیزی.
ان شالله که خوب و خوشی و داره بهت خوش میگذره.
زیر سایه مامان بابای عزیزت ان شالله
همیشه شاد و پرکار از نوع مفیدش
بیزی رو خوب اومدی
ممنونم عزیزم امیدوارم این روزای یخبندونه زمسون ، دله تو هم گرمه گررررم باشه