ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام بروبچز...امیدوارم خوب باشین و اینا!
.
منم خوبم ولی حسابی خسه میشم. صب ساعت شش و بیس دقه پاشدم و متاسفانه چون دیر جمبیدم نمازم قضا شد و دیه منم نخوندمش! صبونه خوردم و اماده شدم و یه رب به هشت دمه در بانک بودم که بهم گفتن هشت وا میشه! یه ربع الکی وایسیدم اونجا و بعدم خرید کارت هدیم هم بیس دقه بیشتر طول نکشید! حالا اگه مثلن من هشت و نیم اومده بودم بانک مطمئنن تا نه و نیم کارم طول میکشید!واللا!
دیگه دیدم هشت و بیست دقه هس و تا ارایشگاه پنج دقه پیاده راه بود و تا خونمم 5 دقه! گفدم برم خونه و 5 دقه به نه میام سمته ارایشگاه. دیه برگشتم خونه و الکی یکم وخت تلف کردم تا پنج مین به نه شد و رفدم ارایشگاه و ابرو مبرو ها رو کندم ریختم دور! ینی دادم کندن ریختن دور!! نه و نیم دیگه خونه بودم و یکم به سر و صورتم رسیدم که عینه میت نباشم و یه ربع به ده زدم بیرون از خونه. خب تو کیفم پول نقد نداشتم و رفتم از عابر بانک بگیرم و بهم گف بیش از حد مجاز مبلغ زدی
چرا؟ چون برا کارت هدیه از عابر بانک گرفته بودم! و دیگه عابر بانک امروز بهم پوله بیشتر نمیداد! وااااای ینی یه لحظه گفدم حالا چ خاکی ب سرم بریزم! یهو گفدم شاید خرید از پوز اوکی باشه که قطعن هست! رفدم پیش اق رضا و گفدم مشکلمو و گف میتونی خرید کنی و فلان. منم گردنمو براش کج کردم و گفدم بیس تومن برام کارت بکشه! خو ده تومنم داشتم تو جیبم! همون سی تومن بسه دیه!! خلاصه که اق رضا نجاتم داد خدا حفظش کنه برام
دیگه تا برسم شهرسان 11 شد. دیه اول رفتم اتاغه خانوم مسئوله و خوشبخدانه تهنا بود تو اتاخ. دیگه منم رفدم و نشسدم و سریع کارت هدیشو دادم و اونم اول نمیگرفت. میگف نگه دار اخر سر به پرسنلم بده و اینا . که منم گفتم اونا بحثشون سواست و این برا خودتونه و کادویه و ازین چیا!
.
کار دیتا گدرینگ خدا روشکر خوب پبش میره و سرعتم خوبه. اوضاعه دیتا ها اینجوریه که من تا اخره هفته بتونم همه رو جمع کنم و بعدم سه چهار روز وخت بزارم که وارد نرم افزار کنم و بعدم دو سه روزی روشون کار کنم ، تازه بعدش معلوم میشه که چیزی از تو این فاز درمیاد یا نه. ینی من الان دارم با هزار بیم و امید این دیتاها رو جمع میکنم و معلوم نیست که اصن قرار هس اینا بدردم بخوره یا نه قراره کلا بدلیل نقص در دیتا این فاز رو بیخیال بشیم! و این حس خیلی بده که تو با هزار بدبختی و زحمت داری کاری رو انجام میدی و میدونی که نتیجش 50-50 هس ینی معلوم نیس تهش چی بشه
.
امروز بابته شوکولاتام ازم تشکریدن! فردام میخام براشون یه جعبه شیرینی ببرم. دوس داشتم شیرینی تر ببرم ولی خب مطمئن نیسم که این شیرینی فروشیه که نزدیکمه شیرینی ترهاش خوب باشه. یه بار ازش کیک خریدم اصن خوب نبود. ینی عالی نبود. ولی پای سیباش خیلی خوشمزه هس. اونم خب گرونه ینی برا هر نفر بخام یه تیکه پای سیب بخرم مثلا برا ده نفر شاید بشه 40 تومن یا بیشتر! حالا ببینیم چی میشه.
.
ضد خش گوشیمم شکسته البته ضایع نیس و از یه گوشش ترکای کوچولو برداشته. هیییع!
.
امروز داشتم به این فک میکردم که این نت منو بدبخ کرده! اینطوری توضیح بدم که یکی از قابلیت هایی که من قبلنا داشتم و همه رو شگفت زده میکرد این بود که ساعتهای متمادی میتونسم یه جا بشینم و تمرکز کنم رو درس و مشقم و اصن خسته نشم و به بهترین شکل ممکن طبق برنامم پیش برم! ( اون تیکه ساعاته متمادی رو یه جا نشسدن ملتو شگفت زده میکرد!) من اخیرا ینی یه دو سالی بود که فک میکردم دیگه این قابلیت رو از دس دادم و ربطش میدادم به کبر سن ( میگمااااا کبر رو چه جوری میخونن؟!! به فتحه کاف و سکونه ب ؟! یا چی؟! خو من فقط نوشتنشو بلدم
) عاره ربطش میدادم به این که سنم بالا رفته و لذا هم تمرکزم کم شده هم برکته ساعتام کم شده هم توان یکجا نشستنم کم شده.... ولی این سه روز اخیر دیدم که نه اغا جون! من هنوز اون قابلیت رو دارم و تنها چیزی که هس اینه که من اونجا دسرسی به نت ندارم ! همین! خب قبلنام ینی قبل از ورود به مقطع دکترا من باز دسرسی به نتم مث الان نبود که تو گوشیمم نت باشه! یا مثلا تو خابگاهی که بودیم حالته وای فای نبود و حتمن باس یه سیمی به لبتابمون وصل میکردیم و اون سیمه هم فغط تو اتاغامون بود و منم که هیچوخت تو اتاق نبودم و همش تو سالن مطالعه بودم!
خلاصه که باس چاره ای اندیشید. این نت بدجوری داره وختمونو تلف میکنه! جدی میگم. البته قطعن و صد در صد منظورم از نت نوشتنه وبلاگم نیس اوهوم!
.
وخته نهار باز تعارفم کردن و منم گفتم نهار اوردم و یکیشون گف حالا چی میشه از نهاره ما هم بخوری! منم گفدم چشم از نهار شمام میخورم! گفدم یه وخ بهشون بر میخوره! دیگه طرفای دو رفتم اتاق کوچولوشون و ماکارونیمو سرد سرد خوردم و بعدن ترشم یه چن قاشق از سوپشون کشیدم و خوردم که بسیاااااار بدمزه بود و در این حین یکی از خانوما اومد و یه پیش دستی بهم داد و گف از جوجه چینی هم بخور که با اجازتون اونم لومباندم! بعله نهار دوبل خوردم! اگه من تا عید دوباره چاخ نشدم ! عی تف به اون غیرته نداشتت شیکمه ملی!
.
ساعت 5 و چل دقه از سازمان زدم بیرون و و تا برسم خونه فک کنم طرفای هف بود و قبلشم از اق رضا شامپو بدن و مو و ازین ساندویچ مثلثیا گرفدم برا نهاره فردام. دو تا ساندویچ مثلثی فسقول چهار تومن!!! فردا برگشتنی هم باس نون بخرم و همم مرغ میگیرم که برا دو روز دیگه هم مرغ بپزم. هرچن که خیلی خستم میشه وختی میرسم و الان هم حتی جون ندارم پاشم 17 رکعت نماز بخونم.... واااااااااااااای
.
صب باس پاشم اون یکی مانتو شلوارمو اتو کنم . امروزیا رو گذاشتم برا شستشو. نه باس بزنم بیرون اول شیرینی بخرم و بعدم شهرسان!
.
مکمل نوشت برای پیشی : مکملهای غذایی که من میخورم اسمشون well women هست. کلن توشون پر ز انواع مواد معدنی و ویتامین و اهنه و گفته شده روش که روزی یکی بخورین و بعد از وعده اصلی غذایی که میشه همون نهار. دو ساعت قبل و دو ساعت بعدشم برا اطمینان چایی نخورین. این برا تقویت بدن ما خانوما میگن خیلی خوبه. البته برخی مکمل ها هم برا مرداس هم برا زنا. ولی خب بهتره ما برا خودمونو بخریم. من بسته سی تاییشو فک کنم 36 تومن اینا خریدم. از داروخونه.
یه چیزم خریدم به نام perfectile که برا تقویت پوست و مو و ناخنه و گذاشتم بعد از اتمامه مکمل های غذاییم شروعش کنم. اینم از این
.
خو من برم نمازامو بخونم بلکه. شبتون بخیر عزیزانم
سلام و خسته نباشید.
دیشب تو رختخواب داشتم میخوندم ببینم چیکارا کردی که تو وسطاش یهو خابم برد. الان از اول خوندم.
ان شالله اونی که در مورد دیتا ها ت گفتی،بامید خدا همه رو درست انجام دادی و ان شالله دوباره ای درکار نخاهددبود.
حالا نگفتی کارت هدیه چقد توش بوداااا
سلام شادی جونی سلامت باشی... اوخی خابش برده
دوباره که قرار نیس انجام بشه یا با همین داده ها باس نتیجه بده وویا کلا این مرحله رو بیخیال بشیم که خب خوب نیس اصلن. ممنونم برا مهربونیت
کارت ٢٥٠ تومن
سلام ملی جان مبارک ابروهات

نمیدونم چرا فک میکردم ارشد دومته.. عزیزم تبریک منو پذیرا باش خیلی خیلی ذوق زده شدم ایشالا خیلی خیلی موفق و سرحال باشی همیشه
چقده اون شرکته شهرستان خوشبحالشونه چقده خوراکی براشون میبری... تعجبمه آخه واسه چی از تو انتظارت کارت هدیه و .. را دارن اونا حقوقشون را میگیرن
ملی جان شما خانوم دکتری
سلام عزیزم ممنونتم
دیگه باس زیر سیبیلشونو چرب کنم ک باهام همکاری کنن. شرکت نیس و یه جای دولتیه و خب اصولا من نباید پولی بهشون بدم چون اولا از سازمان بالا ستشون نامه اوردم ک توش نوشته با این خانوم همکاری شود و ثانیا اصن همه کار رو خودم دارم انجام میدم و مسیوله اونجا سرجمع سه ساعت شاید برا من وخت گذاش. ولی بحث اینجاس که این نوع سازمانها چون خودشون کلی کار سرشون ریخته و با کمبود نیرو مواجهن برا همی دیگه بهیچ وجه زیر بار کارای اصافه مث پروژه ی دانشجو نمیرن ولو دستور از بالا باشه و حتی اگه ریاست سازمان هم اوکی باشه ولی مسیوله واحده زیرمجموعش خیلی راحت میتونه سرپیچی کنه و ب بهونه های مختلف همکاری نکنه. برا همین بهشون وعده جبران زحمت دادم 
مرسی گلم منم برات از خدا بهترینا رو میخام که انقد مهربونی
هنو که دکتر نشدم کو تا دفاع
فقط حواست باشه خواهر این پروژه مروژت به وبلاگت لطمه نزنه که وبت برای من یکی آب حیاته
میری شهرستانم مراقب خودت باش...یه ملی بیشتر نداریماااااااا
حواسم هسسسسس هم به وبلاگ هم به ملی
من از شما مگه دل میکنم؟!؟؟
قوبونت
ممنون از توضیحات ملی جون جونی

وبلاگ خودتو که نمیگی وبلاگ بقیه منظورته؟؟؟




منظورت از نت ما بودیم دیگه
بابا دیگه پایان نامه ت تموم میشه به سلامتی میریی سرکار و اوقات فراغتت زیاد میشه همش عشق و حال ایشالا ایشالا
قابل نداش
ن بخدا منظورم اصن وبلاگای رفیق نبودن
بوخودا
مرسی از نظرت
منظورم ب یوتیوب گردی و اپارات گردی و سرچای الکی پلکی بود
ایشالاااا
خاک تو سر مملکت ما کنن (ببخشید بی ادب شدم! حرصم گرفت!) ملی جون که یه دانشجو باید برا مسئول یه مجموعه کارت هدیه بخره و کلی رشوه بده تا بتونه چند تا دونه دیتا از تو آمار ناقص اینا در بیاره! یاد دوران تحصیل خودم افتادم که تا منت نگهبان رو هم باید می کشیدم که بذارن تو آزمایشگاه دانشگاه خودمون کار کنم!
منم باهات موافقم در مورد خاک و سر و اینا ولی چاره ای ندارم خو ، کارام ب هر نحوی هس باس پیش بره
خیلی بده واقعن و ادم گاهی مجبوره منته یه عده ای رو بکشه که موفشونم به زور بالا میکشن!! واللا
سلام :)) خدا رو شکر ک از سرعت پیشرفت کارت راضی هستی :)) ایشالله ک نتیجه دلخواهتو میگیری ؛)
خدا خیرش بده آق رضا رو، واسه من ی بار مورد مشابهی پیش اومد اونم تو شهر غریب، بعد رفتم ی فروشگاهی قبول نکرد کارت بکشه جاش پول بده بهم :(( ولی خدا رو شکر دیگه خدا کمک کرد ی جور دیگه نجات یافتم :))
سلاااام اره شکر. اینجور وختا باس بری سوپری ای جایی که مغازه متعلق ب همون فروشنده هه باشه.
مرسی از نظرت 
سعادت و خوشبختی رو براتون آرزومندم... خوشحال میشم به منم سر بزنین نیومدین هم اشکال نداره بازم ممنون موفق باشین
986518