ملی و حرفهای دلش

اینجا خودمم! همین

ملی و حرفهای دلش

اینجا خودمم! همین

عاشورای 95

سلام بروبچز

اغا همین اولش عذر بخام که انقدر دیر و الکی الکی پست میزارم! شرمنده دیگه... (ایکونه بوس همراه با شرمندگی!!)

بعدم عذاداریهاتون قبول درگاه حق باشه و ایشالا که منم از یاد نبردین در دعاهاتون . من که خداییش امروز به یادتون بودم و حتی چنتاتونم نام بردم!

.

دیروز صب پاشیدم و حمومیدم و بعدم سبد صبونه رو اماده کردم و رفتیم صبونمونو تو یه روستای نزدیک کنار جوب عاب خوردیم و طرفای 1 برگشتیم خونه. خیلی باصفا بود و ملس. یکی از فانتزیام اینه که یه خونه تو روستا داشته باشم و یه سگ هم که ازم محافظت کنه  خیلی عالی بود ها هوااا

.

ظهر ناهاره نذری خوردیم و بعدم یه خواب اساسی رفتم و بعدم پاشدیم طرفای شش رفتیم دسته! چنتا دسته دیدیم و دعاهامونم کردیم و برگشتیم خونه دوباره نذری خوری! دوستان لطف دارن و هی برامون میارن دم در و یا زنگ میزنن که بریم بگیریم...دسشون درد نکنه.

.

صبح امروزم پاشدم و تا صبونه بخوریم طرفای ده شد و بعد باز رفتیم دسته . واییی به قول خاهر وسطی رفتیم تو قلب دسته ها. اغایون که زنجیر میزدن میخاست بره تو چش و چارم دو سه باری! بسکه نزدیک بودیم بهشون. اونجام باز دعا کردم و به یاد شماها هم بودم به قرعان! اول یه دعای کلی کردم برا دوستام که میان وبلاگو میخونن و دوسم دارن!! بعدم اسم بردماااا  رفتنی سوار ماشینای صلواتی شدیم و رفتیم و برگشتنی هم خاهر بزرگه که مامانمو با ماشین میگردوند که دسته ببینه اومد دمبالمون و من و خاهر وسطی رو برداشت. سر راه یه جا یه چای نذری میدادن که خیلی خوشمزه بود توش عرق مخصوص ریخته بودن و شیرینشم کرده بودن. خیلی چسپید. بعدم که اومدیم نهار و باز نذری خوردیم  

.

راستی ترشی گرفتوندم!! شور لوبیا سبز که بهار جون یادم داده بود یه ظرف گرفتم( یه ظرف بزرگ و یه ظرف خیلی اوچول برا خودم) و شور مشهدی که بازم جرقشو بهار جون به ذهنم زد و دستور ساختشو از یه وبلاگ اشپزی برداشتم. فک کنم خوشمزه بشن. حالا ببینیم. الانم میخام برم کیک بپزم. کیک کدو حلوایی. کدوش خوشمزه نبود امیدوارم کیکش خوب از اب دربیاد. کلی سیب داریم کیک سیب هم باس بپزم.

پریشب تا صبح اب مرغ رو با جو گذاشتم رو حرارت ملایم و برا ظهر دیروز سوپ جو پختم عاااای خوشمزه شددد عاااااای خوشمزه شد! عصاره وجودیه جو پاچونیده بود تو سوپ  خوده عشخ بود! اهل بیت امر فرمودن که براشون یه پاتیل گنده درست کنم که من رفتم بخورن و یاد و خاطره منو زنده نگه دارن ! دیگه چی بگم؟! هاااا ، گفتم یه دونه روسری گرفتم 25 تومن که وختی اینجا میرم بیرون سرم کنم؟ آقوووو بدجور ز چش و چارم افتاد....امروز هر طرف سرگردوندم دیدم دخدرا و خانوما از اینا رو سرشونه! اه ! انقد بدم میاد! ایش! اوه ! عیییی! شاید اهداش کردم به مامی! شایدم نکردم! حالو ببینیم چیطو میشه.

.

امشب من و تو یه برنامه داره در مورد دامپزشکیه جک و جونورای خونگیه. یادم نیس گف 8 شب یا نه یا ده!! حتمن باس ببینمش. عاششششقه این جک و جووونوراماااا...خوش بحال شبدر جون که تو دس و بالش پره و هر وخ دلش بخاد میره میچلوندشون. حیف که یکم وسواسم و اپارتمان هم جاش نیس وگرنه منم برا خودم سگ و گربه به فرزندی قبول میکردم و حالشو میبردم. عی باباو!

.

من برم دیگه. بازم ببخشین که دیر به دیر میام. پس فردا برمیگردم تهران  ولی خوب شد که اومدم ...تهران بودم از تنهایی دقیده بودم! واللا! برگردم برسم به کارام. جلسه ای که با رییس دانشکده داشتمو چکیدشو میخام بنویسم برا ثبت در تاریخ! حالا رفتم تهران شایس نوشتم. بچه ها جونی بازم رفتین مراسمات ملی رو یاد کنین و در جهت رفع مسائل و مشکلات و معضلاتش جمیعن دعا بفرمایین باشد که مقبول درگاه حق قرار گیرد  خدافظتون تا بعد..بوس بوس...ماچ ماچ

نظرات 9 + ارسال نظر
شبدر جمعه 23 مهر 1395 ساعت 08:01

عزاداریهاتون قبول باشه . ان شاالله مامان نازنینتون هم شفای کامل پیدا کنه - من عاشق اشپزی کردن هستم - سالاد شور مشهدی رو پایه ام خیلی زیاد دوست دارم - امیدوارم هر تصمیمی که تو زندگیتون می گیرید به خیر و صلاحتون باشه و توش موفق باشید - اخ که ادم چقدر خانواده ش رو دوست داره و می خواتشون - ایام به کام و شادی هاتون روز افزون ملی خلنمی عزیز -

ممنونم برا شما هم قبول باشه ایشالا...طفلک دیگه بخاطر کهولت پاهاش خیلی درده و ارتروزهمنم عاشق اشپزیم
عاره واقعن ماها خودمون خیر و صلاحمونه نمیدونیم و منم همیشه تو دعاهام میگم خدایا اگه به صلاحمه فلان چیزو برام جور کن عاااره خانواده یه نعمته الهیه. ممنونم شما هم شاد و سلامت باشین

ندا پنج‌شنبه 22 مهر 1395 ساعت 14:26

ملی جون یه ایمیل فرستادم برات

نبود کههههههه

زهرآ پنج‌شنبه 22 مهر 1395 ساعت 10:13

سلام ملی جان
نذرت قبول باشه .. دستت درد نکنه بخاطر ترشیجاتی که درستیدی و همچنین کیک و سوپ حابی هنر نمایی کردی
التماس دعا

سلام به رو ماهت قبول حق باشه. قوبونت برم محتاجم به دعا

مژده پنج‌شنبه 22 مهر 1395 ساعت 09:33

ملی جون خوش بگذره کنار خونواده عزاداریهاتونم قبول باشه

ممنونم مژده جون از شمام قبول باشه

شادی پنج‌شنبه 22 مهر 1395 ساعت 07:47

سلام
قبول باشه

سلام قربونت برم مرسی از شمام قبول باشه

r پنج‌شنبه 22 مهر 1395 ساعت 02:03

پس حسابی خوش میگذره
انشاالله که ب سلامت برگردی تهران عزیزم

قربونت عاره خدا رو شکر تعطیلات خوب بود. ممنونم سلامت باشی

ندا پنج‌شنبه 22 مهر 1395 ساعت 00:14

سلام ملی جونامیدوارم منم دعا کرده باشی

سلام عسیسم مگه میشه تو رو یادم بره؟!؟ ایشالا که دعاهای هممون مستجاب شه

بهار چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 23:53 http://likespring.blogsky.com

میگماااا ملی جون عاشق حرف زدنتم...
قربونت برم که برامون دعا کردی دخمل مهربون...
ترشی ها هم نوش جونتتتتتتت....
هووووممم...اون روز آش رشته پختم حالا برم دنبال سوپ جو پزیدن

عاشخمی؟!؟ راس میگی؟! خو پس بیا ازدباج کنیم! قوبونت برم شما لطف داری، سعادت داشتم دوسدامو دعا کنم ترشیها مطمیندم خوب میشن... حتمن برو تو کاره سوپ جو ، نوش جون پیشاپیش

فری چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت 23:01

سلام چقدر خوب می نویسی من امروز اتفاقی اومدوم اینجا امیدوارم نوشتنت ادامه دار باشه و همیشه چستای قشنگ وشاد بذاری

سلام. ممنونم شما لطف داری ممنون که سر زدین

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد