ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 | 31 |
سلام دوم رو در ششم مهر ماه تقدیمتون میکنم...
.
اغا صبح دقیقا نیمساعت قبل اینکه راه بیوفتم سمته اون وره شهر به یه مقاله تووووپ برخوردم دال بر اینکه اون اماره هه که تو پست قبل گفتم لازم نیس خیلیم بزرگ باشه و طبیعیه که مقدارش کم باشه...1400 تا هم مقاله هه سایتیشن داشت و لذا مقاله معتبری بحساب میاد ضمن اینکه نویسندش هم یکی از صاحبنظر های این حیطه در دنیاس...خیلی خوشال شدم و یکم امیدوار شدم به مدلم
.
تو راه که میرفتم زنگیدم به اون دوسم که نهارمو برام بگیره.... خوابگاشون پنج دقه کمتر فاصله داره با دانشکده...این دوستم کدومه؟ همونی که براش وام گرفتم یه هفته پیش!! بهش گفتم کجای میگه خابگاه ...میگم خب پس هیچی میخاستم بگم اگه دانی که نهارمو برام بگیر....برگشته میگه واااای نهههه چه بدددد من دان نیسممممم کاش بودمممم برات میگرفتم...تو دلم گفتم ای سگگگگگ تو روحت عامو فقط 3 دقه راهه تا اینجا. به قرعانه مجید قسم من اگه حتی قرار بود یه ساعت تو راه باشم میومدم و غذاشو میگرفتم براش به خاطره الطافی که همیشه بهم داره! اینم از این! ولش کن بابا... کلا یه جا یه چیزه خوب شنیدم و اونم اینکه اگه میخای در حق دیگران کاره خوب انجام بدی با این پیش فرض انجام بده که قرار نیس قدر کاراتو بدونه! و جبران مبران هم قرار نیست بکنه ...حالا با این اوصاف اگه دلت واقعا میخاد کمکش کن ولی اگه انتظار جبران داری و اگه جبران نکنه ناراحت میشی پس کلا بیخیاله کمک به دیگران شو! من تز اول رو اجرا میکنم ...کمک بدون انتظار جبران! اینطوری بهترتره
.
به بابامم صبح بعد اینکه برا شما پست گذاشتم زنگیدم و سر یه قضیه ای کلی حرصمو در اورد. البته جالبه که به روش نیاوردم و اون که حرف میزد و خاطره تعریف میکرد در مورد یه موضوعی منم این ور میخندیدم بهش و مثلا با اون خاطره هه حال میکردم ولی به محضی که گوشی رو گذاشتم زمین حرص و جوشی خوردم که نگوووو!!! بابت همون چیزا و خاطراتی که بابام از یه عده تعریف میکرد...فک کنم اثره همین حرص و جوش یهویی بود که تونستم مشکل مدلمو در کمتر از دو ساعت بعدش حل کنم ....
.
از دان رفتم انقلاب و سوار ماشینای تجریش شدم و پیش بسوی فلان جا!! وااای تو ماشین حالم بد شد...بد ماشینم من...و خوبه که قرص ضد تهوع داشتم همونحا تو ماشین خوردم و خوب شد که سریع خوردم چون مطمئنن تا مقصد دووم نمیاوردم ولی قرصه رفت چسبید به دره سولاخه معدم!!! دیگه دوباره تاکسی عوض کردم و رسیدم دان مربوطه و تازه 11ونیم بود. تو اون نیمساعت رفتم یه چای از بوفشون گرفتم با یه دونه شوکول - مخفف شوکولات !!- و خوردم و اونجا قشنک این چاییه محل چسبوندنه قرص رو که قبل از ورود به معده بود میسوزوند!! خوب شد نمردمااا! چقدم گرون بوووود یه دونه شوکوله فزرتی با یه چای کیسه ای عاخه 800 تومن؟؟؟!!! دانشگاه دولتیه ها نه فک کنین ازاد مازاده برا همین گرونه! واللا تو بوفه دان خودمون یه همچین چیزی بیشتر از 500 نمیشه دیگه! ایش!
.
پیش مشاورمم یه ربع بیشتر نبودم و دلیلی هم نمیدیدم که باشم! واللا ! اینم توی دلمو خالی کرد و گف من اگه داورت بودم به این قضیه گیر میدادم ! ولی بعدش که بقیه تحلیلامو دید یکم نرم شد و گف همین تحلیلا رو بزن تو مقالت و ایشالا مشکلی پیش نمیاد. میگه تو کلا اصول اقتصادسنجی رو بردی زیر سوال!!! خو من نبردمممم ! من منبع دارم بابته صوبتام اونم منابعی که هر کدوم بیش از 1000 تا سایتیشن دارن... اخرشم بهم گفت بهت تبریک میگم و خیلی تلاشگر هسی...گف دانشجوهای دکترای خودمون اینقدر که تو میری دنباله این چیزا اونا نمیرن با وجودیکه رشته شون ایجاب میکنه. ها یه چیزم بگم. برگشته میگه ژورنالی که میخای مقاله رو بفرسی پولیه؟ میگم عاره اگه بخایم open access باشه مقالمون باس 7 ملیون بسولفیم! پرر روووو پرررر رو برگشته میگه وااای خیلی گرونه مگه اینکه خوده استاد راهنمات بخاد هزینشو بده حالا این یعنی چی؟ یعنی اینکه این خانوم با این حرفش بهم فهموند که نمیخاد حتی یه قرون بابت چاپ مقاله پول بده و سهیم شه....ببین چقدر یه عادم میتونه پر رو باشه. اسمش میخاد بره تو مقاله ای که تو یه ژورناله با ایمپکت بالا میخاد چاپ بشه و این در حالیه که حتی سرجمع یک ساعت هم وقت نذاشته برا این کار. اونوخت حتی نمیخاد هیچ پولی هم بابت چاپ بده...اینا دیگه کین خدا؟؟؟ اینا رو تو افریدی؟؟؟ یه وخت ندادیش دسته رزیدنتات که بیافریننشون؟؟؟!!
من که میگم خودت سرت شلوخ بوده دادیش دسته دانشجوهات! اونام که بلد نبودن و گند زدن! وااللا! اگه بخایم عادلانه حساب کنیم و عینه عادم رفتار کنیم این خانم حداقل یه ملیون باس از هزینه مقاله رو بده.
.
برگشتم و یک و نیم دان بودم. رفتم نهار خوشمزمم خوردم جاتون خالی و چسبید! بعدم اومدم بالا و رفتم پیشه مشاورم که اینجاس و اونم در جریان سرچای صبحم و صوبتای اون یکی مشاورم گذاشتم. اونم موقعی که داشتم میومدم بیرون بهم گفت بهت تبریک میگم بابت پشتکارت و اینکه خودت ایرادات رو کشف میکنی و راه حلهاشونو هم میگردی پیدا میکنی و این جای تحسین داره ( آیکونه ملی که خیلییییی ذوق کرده ) منم محض پاچه مالی برگشتم گفتم خاهش میکنم استاد من دارم درس پس میدمممم
(عاره جونه عمه های مشورات!!!) اونم برگش گف خاهش میکنم و اینا و من در کنارت دارم چیز یاد میگیرم...خولاصه که بسی خرسندیم الان!!! (ایکونه ملیه خرسند!) فقط مونده استاد راهنمام که نتایجو ببینه و اوکی رو بده که اگه نده ملی نابوده رسمن.....برام دعا کنین بچه ها....دعا کنین راهنمام اولا زودتر جوابمو بده و باهام قرار اسکایپ بزاره و ثانیا مدلمو که دید ایراد و اشکالی پیدا نکنه از توش
وگرنه واقعن به فنا میرم رسمن.
.
وووای چقده نوشتم ...نصفه شیر کاکایو دیروزیه تو یخچاله یه ساعت دیه میرم گرمش میکنم میخورمششش...دو تا میوه عاورده بودم که صب قبل رفتن به اون سر شهر دادمش به یکی از مستخدما...گفتم هم تو کیفم له نشه هم کالری زیادی وارد بدن نکنم....
.
از فردا رو مقالم دوباره کار میکنم. قرار بود شنبه متدشو ببندم ولی نبستم و از شنبه به این ور هم مقاله رو گذاشتم کنار. از فردا میوفتم روش تمام وقت . دیگه کاری ندارم راهنمام کی نتایجه این فازو میبینه. بر مبنای همین نتایجی که خودم تحلیل کردم مقالمو میبندم. خدایا کمکککککک بازم کمککککک. ..
.
دوس جونیا بپرین بقله ملی یه بوس بدین بهش!! موووووآآآآآآآآآآآآآآآآآآچ برا همتون...ابدار تازه خنک! بای بای فعلن
موفق و پیروز باشی ملی خانمی عزیز
موتشککککرم عزیزممم
تحسین برانگیزی چون خیلی پشتکار داری و توی زندگیت واسه همه کارات برنامه ریزی داری .
این برنامه ریزی هاتو خیلی دوس دارم گلم
مرسی بخاطر لطف و محبتت عزیزم
قررربونت برم مننن . عزیزی برام

البته بگم که واقعن من تا حالا هر وخت خاسم به هدفی برسم با برنامه ریزی تونسم انجامش بدم و بدونه برنامه کارام اصن پیش نمیره
عزیزدلممممم انشالله که استادت قبول کنن... و مقاله ت عالی پیش بره
مننونم r جون

به به...به به...دوست جونمون خوشاله...ایشالا همیشههههههه خوشال باشی..آفرین دخدر زرنگمممم...واسه خودت اسپند دود کن یه وقت اون استادا چشمت نزنن.
من پریدم بخلت...اینم یه موووووووااااااااااااااچ خنک تازههههه..
موچکرررم بهاره عزیز
اخ راس میگیااا اسپندو یادم نبود
بپر بپر
از ته دل دعات کردم عزیزم
امیدوارم به خدا به زودی خبر موفقیتت رو بنویسی برامون و کلی ذوق کنیم. خیلی تحسین برانگیزی ملی جون
ندا جونم ممنونتم مطمینم از اینکه دعا کردین
ایشالا شمام تو همه تصمیمات و کارات موفق باشی
نه بابا تحسین برانگیز کدومه ، ارسال مقالاتم هنوز مونده رو زمین
مننونم از کامنتت

ماششششالله به این همه انرژی. تو دیگه کی هستی دختر. واقعا ماشالله
موفق باشی عزیزم