X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

ملی و حرفهای دلش

اینجا خودمم! همین

چهارشنبه 9 اسفند 1396 ساعت 08:55

ثبت نور :)))

سلام

صبحه نورانیتون بخیر :)))

امروز صبح قشنگی بود تو ولایت ما ... صب برا  شش و ربع ساعتو کوک کرده بودم ولی دوباره خوابیدم تا شش و نیم. بعدش که بیداریدم وسطه حاضر شدنام یه لحظه چشمم افتاد به پنجره که نوره تازه افتاب افتاده بود روش و سایه گلدونا هم از پشت پرده ملوم بود. انقد از این صحنه انرژی گرفدم که برگشتم و دوباره نیگاش کردم :)))

.

اغا از خدا ک پنهون نیس از شما چ پنهون دیشب ولی خوابه بدی دیدم! خواب دیدم که من و خاهریا تو ماشیننه بزرگه هسیم و یهو سقوط کردیم تو یه دره و موندیم زیره یه عالمه تل خاک !!  بزارین صدقه کنار بزارم بعدش ادامه بدم!

خب گذاشتم!

عاره بعدش یهو از خواب بیداریدم و دیدم صدای واق واقه یه عالمه هاپو داره میاد. تو کوچه پر از هاپو بود و سروصدا راه انداخته بودن. یه لحظه قبل از بیداری بین خواب و بیداری هم احساس کردم صدای نفسای یکی رو که دقیقن پشت سرم خوابیده دارم میشنوفم! (چقدنه هیجان انگیز شد ) ولی خب نمیدونم چرا احساس کردم اونی که صدای نفساش میومد خودم بودم!! انگار اون لحظه ای که روح داشت به بدنم برمیگشت تا از خواب بپرم رو حس کردم!

.

پریشب از محل کار با خواهر بزرگه که اومده بود دمبالم یه راست رفدیم بازار و چهار تا مغازه دیدیم و یخچال و ظرفشویی قیمت کردیم. اخرشم تصمیم بر بوش شد! دیروزم مثلا خیر سرم خواستم بخابم و بعدش پاشم بزبانم . طرفای 5 و نیم خوابیدم که پاپی زنگید و گف اگه خواستی وخت دارم بریم خریداتو بکنی(قرار بود امروز بریم یخچال و ظرفشویی رو برداریم) منم گفدم اوکی ولی بزار شش و نیم بریم. دیه خوابیدم تا شش و نیم و دوباره پاپی زنگید و بیدارم کردو اماده شدم و رفدیم سراغه کیسای منتخب. طفلی پاپی موقه پارک کردنه ماشین که داش دنده عقب میرف سپر ماشینو مالوند! ناراحت شدم! خب تازه خریده بود ماشینو. دیه رفدیم و یخچال فریزر و ماشین ظرفشوییو با همه پس اندازی که داشتم خریدم. عهد کرده بودم که سهممو ادا کنم برا خونه. سه سال پیش اینا خاهریا خونه رو نوسازی کرده بودن و خب من هیچ کمکی نکرده بودم. خواستم سهممو ادا کنم. خب یخچال لازم هم بودیم و یخچالمون برا بیس سال پیش اینا بود ! ظرفشویی هم نداشتیم و بزرگه طفلک شده بود ماشین ظرفشویی! ایشالا امروز میارنش و فردام قرار میزارم بیان برا نصب. الان باس بزنگم شرکتشون.

.

دیشب دیه اومدم خونه و یخچال رو از برق دراوردم و دو سه ساعت طول کشید تا یخش وا شه! هی اب هم گرم میکردم و میذاشتم داخل جایخی! دیه 12 بود که دسمالش کشیدم و خشکش کردم و کشیدمش وسطه اشپزخونه و با شلنگ زیرشو که کلی کثافت بود حسابی شستم! بعدم پریدم حموم و اومدم بیرون و سشوار کشیدم موهامو و دیه یک و نیم بود که  ...

.

صبحم هفت و نیم از خونه زدیم بیرون و اول وسطی رو رسوندیم انگشت بزنه و بعد سه تایی برگشتیم بانک و پاپی هم تو بانک منتظر بود و کاره بانکیمونو انجام دادیم و اولم برا من انجام شد و دیه من پیاده پنج دقه ای خودمو رسوندم به محل کارم. تا نشستم یادم اومد که کارتای ضمانت یخچال و ظرفششویی رو یادم رفته بردارم! خب کد کالا و اینا رو باس بخونم برا شرکتی که میخام بزنگم. دیه اولش گفدم بیخیال و بعدم زنگیدم به خاهری که هنو تو بانک بود و قرار شد بره از خونه بیاره تحویلم بده. که دسش درد نکنه ده مین پیش اورد و تحویلم داد. الانم نصف  صبونمو خوردم و منتظرم اشپزخونه خلوت بشه که برم چای دومم رو بریزم. اغایونه همکار میشینن این موقه و صبونه میخورن. نوش جونشون تیچرمم بینشونه

.

خب دیه برم که کار زیاد دارم. البته هیچ کدوم کار سازمانی نیستن و کاره بالیه در واقع!

روزای اسفندیتون خوش بگذره بچه ها جونم...الاهی که خوب باشیددد...خوبه خوبه خوووووب 



نظرات (3)
+ Lady
سلام
خوبی
این پستتو خوندم ولی وقت نشد نظر بزارم
این روزا خیلی درگیر کارم و حسابی خسته ولی هستم سز میزنم
جمعه 11 اسفند 1396 ساعت 20:58
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام لیدی جون... مرسی که هستی
سلام علکممممم
مبارکه یخچال و اینااا....ایشالا دفعه بعد جهاز سه خواهرون خریده بشه.
چهارشنبه 9 اسفند 1396 ساعت 23:36
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام بهار
مرسی سلامت باشی ای خاهرررر از ما گذشته دیه جاهاز ماهاز
+ مرغ آمین
سلام سلام. مبارک باشه ملی جون ایشالا به دل خوش استفاده کنین.
چهارشنبه 9 اسفند 1396 ساعت 21:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام آمین جون ...قربونت ممنونم ازت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :